باشگاه جواني برنا / در راستاي ترويج فرهنگ ازدواج و به منظور تبيين اين امر خطير و از آن جا که نگاه طناز طنزپرداز چيرهايي را مي بيند که عمراً به عقل جن هم نمي رسد ،گپي کاملاً دوستانه با فرهاد ناجي از برگزيدگان چهارمين جشنواره طنز مکتوب داشتيم تا اين موضوع بيش از پيش موشکافي شده و گره از کار ازدواج جوانان گشوده شود .آنچه مي خوانيد گزيده اي از نشستي بيست و چهار ساعته در خصوص اين موضوع فوق مهم است !!!!!
کجاي ازدواج طنز است ؟
فرهاد ناجي: ازدواج مقوله ايست كه از ابتداي آن يعني چگونگي آشنا شدن دختر و پسر ، مخالفت خانوادههاي دو طرف ، برگزاري انواع مراسم ، ابراز احساسات در اوايل زندگي مشترك ، به وجود آمدن مشكلات مالي و عاطفي تا طلاق و طلاق كشي ميتواند هر يك به تنهايي موضوعات بكري براي يك اثر طنز در رابطه با ازدواج باشد و اينقدر اين موضوع جاي كار دارد كه ميتوان يك كتاب چند جلدي براي آن نوشت! گرچه تمام مراحل اين پيوند ميمون سرشار از طنزهاي تلخ و شيرين است ولي به نظر من طنز ماجرا را بيشتر ميتوان در مراسم مربوط به ازدواجها پيدا كرد كه خدا را شكر روز به روز هم به تعداد و تنوع آن افزوده ميشود!
اگر بخواهيد درباره ازدواج طنز بنويسيد با چي شروع مي کنيد ؟
فرهاد ناجي: مراسم قبل و بعد از عروسي که در آن مي توان به شرح و بسط مراسم موجود پرداخت . مراسمي مثل: چايي دمكشون ، ملاقه زنون ، خاله زنكون ، گلابتون ، بنداندازون ، مِش مِشيون ، پول خرج كنون ، كباب خورون ، عقد خونون ، چشم درآرون ، حنابندون ، عروسي كنون ، حدقه برون ، مهريه خورون ، كفش اندازون ، چمدون برون ، طلاق كشون ، خاك تو سرون و تشييع كنون (و غيره ندارد چون بعد از برگزاري تمام مراسم فوق ، به علت سكتههاي متوالي و صدمات مالي ، جسمي و روحي كه به داماد وارد شده است ، جسد آقاي داماد جهت تشييع جنازه به بهشت زهرا انتقال يافته و در قطعه فلك زدگان به خاك سپرده ميشود!)
چرا ازدواج جون مي ده براي طنز نوشتن؟
فرهاد ناجي : چون چه بخواهيم و چه نخواهيم موضوع ازدواج و اتفاقات قبل و بعد از آن در طول زندگي همه انسانها به وقوع ميپيوندد. پيوند دو نفر با افكار و عقايد مختلف باعث تضاد و تقابل بين دو طرف ميگردد كه مسائل پيش آمده را ميتوان با زبان طنز بيان كرد. البته اگر طنز نوشته شده سطحي باشد فقط مخاطبش را ميخنداند ولي اگر طنز واقعي باشد علاوه بر خنداندن مخاطب ، وي را به تفكر و بازبيني در افكار و رفتار خودش دعوت ميكند كه اين مسئله در ايران كاربردي ندارد!
ازدواج به سبک ايراني ؟
فرهاد ناجي: يعني برگزاري بيست ، سي تا مراسم مختلف و صرف هزينههاي هنگفت و تهيه انواع غذا ، ميوه ، شيريني ، كيك و ... براي فرستادنشان به درون عضو بيهنرِ پيچ پيچِ فك و فاميل و دوست و آشنا براي از حدقه در آوردن چشمان افراد و كم نياوردن جلوي اين و آن !
اگر بخواهيد روز عروسي را در يک جمله توصيف کنيد چي مي گيد؟
فرهاد ناجي: روزي كه داماد هنوز گرم است و متوجه نيست چه بلايي به سرش آمده!
عروس طنز تر است يا داماد؟ چرا؟
فرهاد ناجي: چيزي كه عيان است چه حاجت به بيان است! خوب مسلم است عروس ، چون اكثر مراسم و موضوعات حول محور عروس ميچرخد و داماد فقط نظارهگر و مدير مالي ماجراهاست!
طنزترين مراسم مربوط به ازدواج از خواستگاري تا پاتختي؟
فرهاد ناجي: عقدكنون ، چون در اين مراسم بعد از خريد لوازم اوليه ، ثانويه ، ... و آخريه ، يك سفره حداقل 12 متري پهن ميكنند و تمام لوازم خريداري شده از قبيل آينه شمعدون حداقل نقره ، كيك 14 طبقه به نيت 14 معصوم ، كندوي عسل با محتويات داخليش ، تخم شترمرغ ترجيحاً 3 زرده براي تركاندن چشم حسودان بعد از مراسم ، كله قند هم قد عروس و داماد ، نان سنگك لواش بربري تافتون و باگت در رنگها و طعمهاي مختلف ، گردو بادام فندق پسته و ... يك گوني ، اسپند رنگي جهت كور كردن تمام حضار داخلي و خارجي يك فرغون و ... را روي آن ميچينند. سپس عروس و داماد جهت انجام مراسم عقد خونون سر سفره مينشينند. براي گرفتن بله از عروس خانم ، داماد مجبور است سند منگوله دار يا زنگوله دار خانهاي ، زميني ، ماشيني ، چيزي را به عنوان زير و رو لفظي به عروس خانم بدهد تا وسط آن همه مهمان حفظ آبرو كند! بعد از دادن زير و رو لفظي عاقد در حضور حدود هزار شاهد از عروس و داماد تا ميتواند امضاء ميگيرد تا بعداً نتوانند زيرش بزنند! بعد از اينكه كار از كار گذشت ، شاهدان اين پيوند ميمون براي حفظ آبرو تا ميتوانند زنگوله و منگولههاي طلا روي سر و صورت و دست و پاي عروس خانم آويزان ميكنند!
ازدواج از نگاه يک طنز پرداز ؟
فرهاد ناجي: سوژهي بي پايان!
چهارمين جشنواره سراسري طنز مكتوب هم به پايان رسيد. البته براي من و بعضي از دوستان به خوبي و خوشي گذشت ولي براي بعضي ديگر حال و روزي شبيه سال گذشته ما نصيبشان شد! اثر من با عنوان "پيشنهادات اينجانب" توانست به لطف خدا از بين 366 اثر ارسالي در بخش نثر طنز ، مقام سوم كشوري را كسب نمايد و دو سكه بهار آزادي و يك لوح سپاس را به خود اختصاص دهد. شايد به درستي افراد شايستهتري هم براي كسب اين مقام وجود داشتند ولي ميتوان اين مسئله را به سليقه 3 داور اين بخش يعني آقايان يوسفعلي ميرشكاك ، شهرام شكيبا و حسين يعقوبي ربط داد كه هر سه بزرگوار از اساتيد بنام در عرصه طنز ميباشند. شايد اگر داوران عوض ميشدند 3 نفر اول هم به كلي تغيير ميكرد و شايد هم .... به هر حال از كسب اين مقام بسيار خرسندم و اميدوارم شايسته اين مقام باشم و كسب اين افتخار بتواند انگيزه لازم براي ادامه راهي كه تازه شروع كردهام را ايجاد نمايد.





نتايج چهارمين جشنواره سراسري طنز مكتوب:
http://daftaretanz.ir/Default.aspx?page=11717•ion=litem&mid=31658&id=107578
بازتابها:
http://www.itanz.net/2009/11/post_140.php
http://www.golagha.ir/news/?ty=16&id=3638
http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=101565
http://www.mehrnews.ir/NewsPrint.aspx?NewsID=984369
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8808241556
http://iscanews.ir/fa/PrintableNewsItem.aspx?NewsItemID=337089
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100922792757
http://www.ketabnews.com/detail-17800-fa-1.html
امسال هم مثل سال گذشته در رشته نثر طنز جزو نفرات برتر شناخته شدم و از من براي شركت در چهارمين جشنواره طنز مكتوب دعوت كردهاند. اثر اينجانب از بين 366 اثر ارسالي در بخش نثر طنز توانست به جمع 10 اثر برتر اين بخش راه پيدا كند. اگر مشكلي پيش نيايد از ساعت ۲۰ روز 22 آبان تا ساعت ۲۰ روز 24 آبان در تهران و در هتل پرشيا (پايين تر از دانشگاه اميركبير) و در ساعات زير در حوزه هنري حضور خواهم داشت. از علاقهمندان به طنز دعوت ميكنم حتماً در مراسم اختتاميه روز ۲۴ آبان ماه شركت نمايند.
تالار انديشه حوزه هنري تهران به آدرس خيابان حافظ ، نبش خيابان سميه

كتاب "يادداشتهاي يك افسر وظيفه" كه به نظر خودم بهترين كار بلند من در حوزه نثر طنز هست ، به چاپ رسيد. اين كتاب داراي نكات جالبي است كه هم بدرد خنديدن ميخورد ، هم گريه كردن! در حين اين دو كار اطلاعات عمومي شما نيز بالا ميرود ، چون به بسياري از سوالات شما كه قبلاً در ذهنتان نسبت به راهنمايي و رانندگي شهر تهران نقش بسته بود ، پاسخ داده خواهد شد. فكر ميكنم اين تنها كتاب طنز موجود باشد كه به طور تخصصي در مورد راهنمايي و رانندگي شهر تهران نوشته شده است! خيلي از دوستان و حتي يكي از اساتيد قبل از گرفتن مجوز اين كتاب عنوان كرده بودند كه اين كتاب قابل چاپ نيست و مجوزي براي چاپ آن صادر نخواهد شد! با اين حال اين كتاب با مجوز رسمي از وزارت ارشاد به چاپ رسيد. با اين اوصاف فكر نميكنيد اين كتاب به يك بار خواندنش بيارزد؟!
قسمتي از فهرست كتاب: انواع جريمه از نوع كلاسيك و غير كلاسيك / آلزايمر حاد / عدم جريمه نِسوان / يكي از دلايل نبستن كمربند ايمني / فوت كوزه گري شماره دو / دستگاههاي خودپرداز / در جمع خبرنگاران / 24 ساعت بعد در مقر طرح فرد و زوج / بازداشتگاه يا ندامتگاه / ده نوزده / پيدا كردن مكان عمومي ويژه / پوساندن كفن / راه جديدي براي استعداديابي رانندگان / چراغ آبي / سروان سليمان / مرخصي بي مرخصي / كارتن خوابي / اعمال دموكراسي با زور / محبت سرشار رانندگان فهيم و غير فهيم / سنگيني شهر روي دوش افسران وظيفه / پاره كردن دهان ، گلو ، حنجره و ...
در لينك زير هم ميتوانيد قسمتي از مطالب كتاب را مشاهده نماييد:
http://farhadnaji.blogfa.com/post-182.aspx

علاقهمندان به دريافت اين كتاب ميتوانند مبلغ 4000 تومان (2500 تومان قيمت كتاب + 1500 تومان هزينه بسته بندي و پست پيشتاز) را به يكي از حسابهاي زير واريز نموده و سپس نام بانك ، شماره فيش واريزي ، آدرس و شماره تلفن خود را به ايميل زير ارسال نمايند. كتاب حداكثر تا يك هفته بعد به دستشان خواهد رسيد.
همشهريان عزيز ميتوانند جهت دريافت كتاب به صورت حضوري به آدرس زير مراجعه نمايند:
شهر كتاب بابل: بابل ، خيابان مدرس ، جنب بيمارستان تأمين اجتماعي تلفن : 3236690
كتابفروشي چيستا: بابل ، خيابان 17 شهريور تلفن : 2223626
-------------------------------------------------------------------------------------------
Mobile : 0911 314 3289 Farhad.Naji@Gmail.com
-------------------------------------------------------------------------------------------



چايي دمكشون: ميتوان گفت اين همان خواستگاري ساده ماقبل تاريخ است با اين تفاوت كه در اين مراسم آقاي داماد بعد از دم كردن چايي ، يك چايي ديشلمه براي عروس خانم و خانواده مكرمهاش ميآورد و قبل از اينكه چايي را به عروس خانم تعارف كند آن را روي خودش ميريزد تا همچنان سنتها حفظ شود!
ملاقه زنون: در اين مراسم داماد مجبور است صد بار جمله "كلاغه با ملاقه با كمال علاقه زد تو سر اون الاغه كه يه پاشم چلاقه" را جلوي خانواده عروس تكرار كند و به ازاي هر غلط ، خانواده عروس ميبايست با ملاقههايي كه در دست دارند بر سر و صورت داماد بكوبند!
خاله زنكون: اين مراسم كه بدون حضور داماد برگزار ميشود و يك محفل كاملاً زنانه است ، جهت تجزيه و تحليل و بررسي مراسمي كه ميبايست انجام شود ، صورت ميگيرد. اين مراسم بر اساس مراسم قبلي دوستان و آشنايان و با احتساب تورم و نمودارهاي فلاكت ، به صورت مكتوب در اختيار داماد قرار ميگيرد!
گلابتون: اين كلمه مخفف عبارت "گلاب به روتون" است! در اين مراسم داماد مجبور است با برداشتن يك عدد آفتابه و يك تي ، دستشويي خانه پدر خانم آيندهاش را برق بياندازد و سپس با يك شيشه گلاب عطر آگين نمايد!
بنداندازون: در اين مراسم عروس خانم جهت گرفتن ابرو و اصلاح صورت به آرايشگاه منتقل ميگردد و هنگامي كه آرايشگران مشغول گرفتن ابرو و اصلاح صورت او هستند ، همزمان داماد در مقابل ديدگان عروس شروع به بند بازي مينمايد و آن قدر اين كار را ادامه ميدهد تا كار آرايشگران تمام شود. بعد از اتمام كار ، آقاي داماد بعد از پرداخت هزينههاي اين مراسم اولين سكته ناقص خود را تجربه ميكند!
مِش مِشيون: در اين مراسم عروس خانم اين بار جهت مِش كردن موهايش به آرايشگاه منتقل ميگردد و داماد جهت گرفتن وام به منظور پرداخت خرج و مخارج فوق الذكر به بانك مراجعه كرده و هنگامي كه با عدم پرداخت وام مواجه مي شود سكته ناقص دوم را هم ميزند!
پول خرج كنون: اين مراسم يكي از شيرين ترين مراسم براي عروس خانم محسوب ميشود و بدين شكل صورت ميگيرد كه داماد جهت خريد عروسي بالاخره پس از دريافت يك وام هنگفت ، به كمك عروس خانم و خانواده محترمش آن را ظرف كمتر از 24 ساعت در بازار خرج ميكنند تا به اقتصاد و رونق بازار مملكتش كمك نمايد و اين وسط يك ثوابي هم ببرد! در اين ميان عروس خانم نيز جهت همياري و خير رساني بيشتر به بازاريان عزيز از جان مايه ميگذارد و تا ميتواند از اجناس منقول و غير منقول ، ضروري و غير ضروري ميخرد تا براي چند سال آيندهاش ذخيره ارزي و مَرَضي داشته باشد!
كباب خورون: در اين مراسم به ازاي هر ده نفر يك گوسفند نذر كرده و بعد از قرباني كردن گوسفندان مذكور، تمام اعضاء و جوارح آن را كباب كرده و ميخورند!
عقد خونون: در اين مراسم بعد از خريد لوازم اوليه ، ثانويه ، ... و آخريه ، يك سفره حداقل 12 متري پهن ميكنند و تمام لوازم خريداري شده از قبيل آينه شمعدون حداقل نقره ، كيك 14 طبقه به نيت 14 معصوم ، كندوي عسل با محتويات داخليش ، تخم شترمرغ ترجيحاً 3 زرده براي تركاندن چشم حسودان بعد از مراسم ، كله قند هم قد عروس و داماد ، نان سنگك لواش بربري تافتون و باگت در رنگها و طعمهاي مختلف ، گردو بادام فندق پسته و ... يك گوني ، اسپند رنگي جهت كور كردن تمام حضار داخلي و خارجي يك فرغون و ... را روي آن ميچينند. سپس عروس و داماد جهت انجام مراسم عقد خونون سر سفره مينشينند. براي گرفتن بله از عروس خانم ، داماد مجبور است سند منگوله دار يا زنگوله دار خانهاي ، زميني ، ماشيني ، چيزي را به عنوان زير و رو لفظي به عروس خانم بدهد تا وسط آن همه مهمان حفظ آبرو كند! بعد از دادن زير و رو لفظي عاقد در حضور حدود هزار شاهد از عروس و داماد تا ميتواند امضاء ميگيرد تا بعداً نتوانند زيرش بزنند! بعد از اينكه كار از كار گذشت شاهدان اين پيوند ميمون براي حفظ آبرو تا ميتوانند زنگوله و منگولههاي طلا روي سر و صورت و دست و پاي عروس خانم آويزان ميكنند!
چشم درآرون: در اين مراسم كه به جهيزيه نشون هم معروف است ، خانواده عروس براي در آوردن چشم فك و فاميل داماد و حتي خويشاوندان خودشان به شيوه سالنهاي مُد جهيزيه را جلوي چشمان ور قلمبيده حضار رژه ميبرند!
حنابندون: اين مراسم معمولاً براي دختران و پسران جوان و ناكام مانده برگزار ميشود كه البته ساير اقشار كه هنوز دلشان جوان است نيز در آن شركت ميكنند. در اين مراسم داماد يك تراول حداقل پنجاه هزار توماني از جيب مباركش در ميآورد و به دست عروس خانم ميدهد. سپس عروس خانم به ميزان دلخواه داخلش حنا ريخته و بعد از مچاله كردن ، آن را به طرف جمعيت علاقه مند و سينه چاك پرتاب ميكند! در اين ميان دختران و پسران مذكور بدون در نظر گرفتن مسائل شرعي روي هم ميپرند تا ارمغان عروس و داماد را بگيرند. در اين ميان به علت رعايت نكردن مسائل اخلاقي ، توأمان بخت چند نفر باز ميشود! توصيه ميشود افراد زير 18 سال (در اين دور و زمانه بايد گفت زير 8 سال! ) و كساني كه داراي ناراحتي قلبي هستند ، در اين مراسم شركت نكنند.
عروسي كنون: اين مراسم شامل چندين و چند مراسم ميشود كه از جمله آن ميتوان به مراسم كف زنون ، پاكوبون ، رقص كنون و قِر كمرون اشاره كرد. در اين مراسم اگر اسمارتيزهاي مخصوص مصرف شود به غير از موارد گفته شده حركات غير قابل نگارش نيز ممكن است اتفاق بيفتد!
حدقه برون: نام قديم اين مراسم پاتختي است. در اين مراسم تمام كساني كه در مراسم فوق الذكر شركت كردهاند و تا ميتوانستند تناول نمودهاند دعوت ميشوند تا جهت جبران قسمتي از چيزهايي كه تناول كردهاند دست در جيب مبارك كرده و هديهاي براي عروس و داماد تهيه كنند. نكته مهم در اين مراسم اين است كه براي بالا بردن كيفيت كالاهاي آورده شده تنها خانمها حق حضور در اين مراسم را دارند تا بتوانند در يك جمع كاملاً رقابتي با هديههاي خود چشم ساير فك و فاميل و دوست و آشنا را از حدقه در بياورند!
مهريه خورون: اين مراسم معمولاً فرداي شب عروسي انجام ميگيرد. در اين مراسم عروس خانم جهت وصول مهريه خود ، آن روي سگش را به آقاي داماد نشان ميدهد!
كفش اندازون: اين مراسم هنگامي رخ ميدهد كه داماد مورد نظر جهت پرداخت مهريه در مراسم مهريه خورون اقدامي نكرده باشد! در اين مراسم عروس خانم قبل از عروسي بيست جفت كفش پاشنه بلندي كه در سايزهاي مختلف براي اين مراسم تهيه كرده بود را جهت اجراي مراسم به سمت داماد پرت ميكند. اين بيست جفت براي اين منظور است كه در صورت خطاي ديد زياد عروس خانم ، حداقل يكي از اين پاشنهها به فرق سر آقاي داماد اصابت كند!
چمدون برون: بعد از مراسم كفش اندازون آقاي داماد براي جلوگيري از صدمات بيشتر چمدان خود را بسته و با يك جفت لباس زير خانه را ترك ميكند!
طلاق كشون: بعد از مراسم چمدون برون ، مراسم طلاق كشون توسط عروس خانم جهت وصول مهريه و ضبط اموال منقول و غير منقول داماد ( البته اگر تا آن موقع چيزي برايش مانده باشد! ) و خلاص شدن از يك زندگي فلاكت بار يك روزه ، مورد اجرا قرار ميگيرد!
خاك تو سرون: اين مراسم بر خلاف ساير مراسم فقط و فقط به داماد مرتبط است. در اين مراسم داماد از انواع خاكهاي موجود يك كيلو تهيه كرده و بعد از مختلط كردن آنها ، يكه و تنها سر به بيابان ميگذارد و با خاكهاي مخلوط شده دوش ميگيرد!
تشييع كنون: بعد از برگزاري تمام مراسم فوق به علت سكتههاي متوالي و صدمات مالي ، جسمي و روحي كه به داماد وارد شده است ، جسد آقاي داماد جهت تشييع جنازه به بهشت زهرا انتقال يافته و در قطعه فلك زدگان به خاك سپرده ميشود!
نويسنده : فرهاد ناجي ( مرداد 1388 )

به نام خالقِ محمود و خورشيد شروع شد نامه ام بي شَك و ترديد
سلام اي اسوهِ كردار و ايمان تو اي نورِ حقيقت ، مِهر يزدان
آقا محمودِ ما حالت چطوره نگفتي حال و احوالت چطوره
چيكارا ميكني روزات قشنگه هنوزم اسب چالاكِت مي لنگه
هنوزم توي يادت مارو داري قرار شد نفتو تو سفره بياري؟
چرا پس زير قولت مي زني هِي تورم روي 50 باشه تا كِي؟
سهام مارو پس كي ديگه ميدين؟ حالا ما نه ، شمام هيچي نمي گين
گِروني كه هنوز بيدادِ اينجا نخورديم گوجه چن وقته به مولا!
اصاً ول كن ، خودت خوبي و مَردي! هنوزم دور دنيا رو مي گردي؟
هنوز ميري بوليوي ، سن پترزبورگ كومور ، قسطنتنيه ، يا فرايبورك
نگفتي راستي اوضات روبه راهه يا نه ، يوسف هنوزم توي چاهه
خبر داري جوونا لنگِ كارَن حالا فرض كن كه ماهوارَم ندارن
ديگه مي پوسن اينجوري ، اقلاً بيا فكري بكن ايندفعه ، اصلاً
به جاي مردمِ هر جاي دنيا خوبه آباد كني ايران ما را
همين مرداي حالا نصفه نيمه خودش آينده گنجايي عظيمه
نگفتي اين دفعه هستي تو ميدون؟ چيكارا مي كني اينبار برامون؟
جلوي گِشت ارشاد و مي گيري؟ يا مي سازي دواي ضِد پيري؟
ديگه آستين كوتاه آزادِ اينبار؟ يعني دوران كورش ميشه تكرار
پيامِ نور ديگه بازم مي سازي؟ كه هر شهر داشته باشه شهرِ بازي
پولِ نفتو سرِ سفره مياري؟ اصاً زاينده رود و دوس داري؟
چرا خشكيده آبش خيلي وقته؟ چرا بارون نمي ياد توي هفته؟
چرا دنياي گاليله بزرگه؟ چرا شنگولو مي خورد آقا گُرگه؟
چرا كبرا ديگه تصميم و رَد كرد؟ بگو پطرس واسه چي دَس تو سَد كرد؟
چرا دارا و سارا دوراً از هم؟ چرا پينوكيو نمي شه آدم؟
چرا دهقان فداكاريش تموم شد؟ چرا چوپان دروغ مي گُف سَر از خود؟
چرا ؟ اصلاً چراهامون زياده جواب اين چرا ها رو كي داده
نمي خوام روبه روم ابهام باشه ديگه نامه تمومه آخراشه!
عمو خوابم مياد قول ميدي حتماً جواب نامه رو بنويسي فوراً
منم تا پاي صندوق پا به پاتم ولي شرمنده ي اين خوبياتم!
منبع: وبلاگ نصفهان
مطالب زير قسمتي از كتاب "يادداشتهاي يك افسر وظيفه" هست كه به زودي به چاپ خواهد رسيد. فكر ميكنم تا الان كسي در مورد اين موضوعات و راهنمايي و رانندگي شهر تهران مطلبي ننوشته باشد ، بنابراين خواندن اين كتاب را به سايرين توصيه ميكنم.
عدم جريمه نِسوان
گفتم خانم متشخص ياد مطلب ديگري افتادم . به ما دستور اكيد داده بودند كه به هيچ عنوان نسوان را جريمه نكنيم ! همچنين به ما اعلام كرده بودند كه در صورت مشاهده چنين مواردي چوب در آستين ما خواهند كرد ! چرا ؟ خُب معلوم است چون ما همگي جوان بوديم و جوياي نام و نشان ! خودتان بقيش را حدس بزنيد تا ذهنتان از آكبندي در بيايد ! ولي خودمانيم اگر جلوي شما يكي از همين بانوان خلافي مرتكب ميشد شما ميتوانستيد بيتفاوت مثل مترسك آنجا بايستيد و لبخند ژكوند تحويلش دهيد؟! مسلماً نه . بلكه مثل اجل معلق جلوي اتومبيلش ظاهر ميشديد و برگه جريمه را به نام مبارك و ميمونش مستفيض ميكرديد . ديگران چون بيرون گود نشستهاند هي ميگويند لنگش كن ، لنگش كن . آخر مگر ميشود؟! هي ما ميگوييم نر نيست ، ميگويند ندوش !
يكي از دلايل نبستن كمربند ايمني
روزي در يكي از تقاطعهاي شمال شهر رانندهاي را متوقف كردم و به وي گفتم : « شما چرا كمربندتون رو نبستيد؟ » راننده گفت : « آخه تازه عمل كردم ! » (البته اين نكته حائز اهميت است كه منظور از عمل، جراحي بيني نبوده است چون بيني وي هنوز در آفسايد تشريف داشت!) گفتم : « اين دليل نميشه كه ، شما بايد كمربند ايمني تون رو ببنديد . » راننده گفت : « جناب سروان اگه باور نميكنيد ميخوايد جاشو نشون بدم! » اينجانب بعد از شنيدن اين جمله نه تنها وي را جريمه نكردم ، بلكه حاضر بودم يك چيزي هم دستي بدهم تا وي فوراً آنجا را ترك كند وگرنه امكان داشت ادامه داستان به ناكجاآباد منتهي شود !
در جمع خبرنگاران
« ما به هيچ عنوان افسران وظيفه را مجبور به نوشتن قبوض جريمه نميكنيم بلكه آنها خودشان مرض دارند و سرشان درد ميكند براي نوشتن قبوض جريمه و بحث و بررسي و مكالمه و مشاجره و مشاعره با رانندگان و راكبان ! ما حتي دستمالهايي تهيه و بين آنها توزيع كرديم تا به سرشان ببندند و كمتر قبض بنويسند ولي كو گوش شنوا ؟! انگار داريم تو گوششان آواز ميخوانيم ! »
24 ساعت بعد در مقر طرح فرد و زوج
« ببينيد چي بهتون ميگم ، ما بهتون نميگيم قبضهاي جريمه رو پر كنيد، ما فقط ميگيم با تخلفات به شدت برخورد كنيد ، همين . پس ازين به بعد نفري دو بسته 25 تايي رو صبح ميبريد و غروب دست پر مياييد ! هر كسي اين دو بسته رو پر كرد كه كرد ، هر كي هم نكرد به پدر و جدش سلام مخصوص برسونه ! »
سروان سليمان
بحث ما گُل بود به سبزه هم آراسته شد ! بله ، همان طور كه قبلاً قولش را داده بودم ميخواهم شما را با سروان سليمان بيشتر آشنا كنم . شخصي با محبت ، دوست داشتني ، بلند پرواز ، قهرماني به نام واتو واتو! نه ببخشيد يك لحظه جوگير شدم ! مرد عمل ، مرد سختيها ، مردي كه هر چه نداريم از او داريم ! مردي كه آمار عملكرد گروهش بيشترين بود ( لازم به ذكر است كه در سازمان جريمه و رانندگي آمار عملكرد به تعداد برگههاي جريمه اطلاق ميشود ! ) مردي كه بيشترين احساس مسئوليت را داشت ( اين حُسن از تعداد زياد افسران وظيفه موجود در بازداشتگاه مشخص ميشد ! ) مردي كه پيشگيري را بهتر از درمان ميدانست ( به وسيله قاشق و چنگال در كمدهاي افسران وظيفه را باز ميكرد و وسايل غير مجازي مثل ضبط ، نوار ، سي دي ، و حتي راديو را براي جلوگيري از تهاجمات فرهنگي جمع آوري ميكرد ! ) مردي كه قهرمان ورزشهاي رزمي بود ( براي اطلاعات بيشتر به افرادي كه چشم و گوش و بيني و دست و پايشان مورد نوازش قرار گرفته است مراجعه شود ! ) مردي كه ما را به اندازه بچههايش دوست داشت (نميدانم در منزل هم چوب در آستين بچههايش ميكرد يا نه ! ) مردي پر هيبت ( يك چيزي شبيه لولوخورخوره ! ) مردي پلنگي ( تنها كسي كه در سازمان جريمه و رانندگي به كمرش كلت ميبست ! ) مردي عاشق ديدن بازي بشين و پاشو خنده داره ( افسران وظيفهاي كه مجبور به اين بازي اجباري ميشدند به طور خودكار تا يك هفته از راه رفتن محروم ميگشتند ! ) مردي مورد احترام همه افسران وظيفه ( اين احترام به قدري شديد بود كه افسران وظيفه هر شب براي وي به طور دسته جمعي دعا ميخواندند . با اين حال نميدانم چرا آقاي سليمان هميشه دچار مشكلات جسمي و روحي فراواني بود . شايد دعاهاي افسران وظيفه بر وي زود اثر ميكرد ! ) به هر حال هر چه بگويم لامصب حُسنهاي وي كه به اتمام نميرسد ! فكر كنم تا همين جا به اندازه كافي از وي شناخت لازم را كسب كرده باشيد . البته اين نكته را يادآور ميشوم كه تمامي اين كارها را از روي دلسوزي و محبت انجام ميداد چون هميشه ميگفت : « شما مثل بچههاي من ميمونيد ! » از قديم گفتند : « چوب بابايي گُله ، هر كي نخوره خُله ! »
نظر به اينكه در روزهاي اخير روند افزايشي قيمت گوشت قرمز همچنان ادامه دارد به طوري كه در برخي قصابيهاي شهر تهران گوشت قرمز ركورد 16هزار تومان را هم شكسته است ، اينجانب پيشنهاد ميكنم مردم فهيم و هميشه در صحنه ما جهت خريد گوشت قرمز با قيمت بسيار پايينتر از نرخ سال گذشته ، به قصابي واقع در پشت منزل آقاي رئيس جمهور مراجعه نمايند چون در آنجا همه چيز نه تنها افزايش نمييابد بلكه هر روز با كاهش قيمت نيز مواجه ميگردد!
نظر به اينكه بعد از خبر اعطای 280 میلیون دلار وام از سوی دولت به بولیوی بدون اجازه مجلس ، دو نفر از نمایندگان مجلس با استناد به اصل 80 قانون اساسی اعتراضي را مطرح كردند ، اينجانب پيشنهاد ميكنم اين نمايندگان اينقدر چوب لاي گاري نگذارند و الم شنگه به راه نياندازند چون الان ميتوانند مثل يك بچه خوب به راحتي اجازهاش را صادر كنند!
نظر به اينكه با تصميم هيات وزيران در همه استانها به جز تهران، فعاليت اداري در ماه مبارک رمضان صبحها با يک ساعت تأخير آغاز ميشود و بعدازظهرها نيز يک ساعت و نيم زودتر به پايان ميرسد ، اينجانب پيشنهاد ميكنم به علت ارتباط مستقيم فضيلت ماه مبارك رمضان با كاهش ميزان ساعات كاري و به منظور درك و انس گرفتن هرچه بيشتر مردم ، ميزان اين كاهش بسيار بيشتر از اين شود!
نظر به اينكه گراني قابل توجه انواع ميوه در اين روزها قابل لمس است ، اينجانب پيشنهاد ميكنم مسئولان عزيز خودشان را بيشتر از اين درگير خدمت به ما نكنند و به فكر تورم امثال ما نباشند چون در حال حاضر ما فقط ميتوانيم نان تهيه كنيم و به ميوه و گوشت و امثالهم كه فقط سرطانزا هستند كاري نداريم. به همين خاطر تورم نزد ما همچنان صفر باقي مانده ، ميماند و خواهد ماند!
نظر به اينكه در نخستين نشست ستاد استهلال استان تهران پنج گروه تخصصي به منظور اعزام به پنج استان كشور براي رويت هلال ماههاي رمضان و شوال انتخاب شدهاند ، اينجانب پيشنهاد ميكنم در قرن بيست و يكم بر خلاف نظر بعضيها به جاي استفاده از دستگاههاي غربزدهاي مثل تلسكوپ و محاسبات عجيب و غريب منجمان مغز نخودي استكبار ، تنها و تنها به چشمان مسلح خويش اكتفا كرده تا خداي نكرده حرف اجانب در دين و آيين ما تأثيري نداشته باشد!
نظر به اينكه دكتر ولايتي گفتهاند باید در پایان سال 1404 حرف اول منطقه در زمینه های مختلف علمي را بزنیم ، اينجانب پيشنهاد ميكنم ايشان اينقدر شكسته نفسي نكنند چون در حال حاضر و در حالي كه حدود 16 سال تا سال 1404 فاصله داريم در تمام زمينهها نه تنها در منطقه بلكه در جهان حرف اول و آخر را ميزنيم كه از جمله ميتوان به موارد زير اشاره كرد: تعداد دانشجويان سركار ، تعداد فارغ التحصيلان بيكار ، تعداد روزنامهنگارارن خلافكار ، تعداد فعالان نابكار ، تعداد مسئولان بستانكار ، تعداد مردم بدهكار ، مقدار تورم پركار و ... !
نظر به اينكه تكليف يك ميليارد دلار گمشده در دولت نهم سر و صداي زيادي داشته و ديوان محاسبات كشور هنوز تكليف آن را مشخص نكرده است ، اينجانب پيشنهاد ميكنم يك آگهي با مضمون زير در جرايد كثيرالانتشار باقيمانده انتشار يابد. "گمشده ، گمشده ، مبلغی پول ملت در محل وزارت نفت گمشده از یابنده تقاضا دارد با تحویل آن مژدگانی دریافت کند!"
نظر به اينكه قائم مقام مدیر عامل گروه صنعتی ایران خودرو در محصول و کیفیت گفته است كه با هماهنگیهای انجام شده خودروی سورن با موتور توربوشارژ در آینده نزدیک جایگزین بنزهای پلیس خواهد شد ، اينجانب پيشنهاد ميكنم مسئولان مواظب باشند اين راهكارِ سري به دست استكبار نيفتد چون ممكن است آنها نيز از اين شيوه استفاده كنند و با اين ترفند خودروسازي جنرال موتورشان را از ورشكستگي نجات دهند!
نظر به اينكه معاون سازمان سنجش كشور گفته است كه حدود 10 هزار داوطلب نسبت به نتايج كنكور 88 اعتراض داشتهاند ، اينجانب پيشنهاد ميكنم ايشان كمي سياست به خرج بدهند و اينگونه اخبار را براي جلوگيري از تشويش اذهان عمومي اينچنين بيان كنند: "تعداد انگشت شماري از داوطلبان عزيز كه من دوستشون دارم نسبت به نتايج كنكور 88 كمي دلخور شده بودند كه سرپايي توجيه شدند!"
نظر به اينكه مردي با مراجعه به دادگستري اصفهان خواستار تغيير نامش به جومونگ شد ، اينجانب پيشنهاد ميكنم براي تعيين ساير شخصيتها از جمله تسو و وزير اعظم ، افراد واجد الشرايط داوطلبانه خودشان را به دادگستري تهران معرفي كنند!
نظر به اينكه در جرائم استفاده غیرمجاز از القاب علمی آمده است كه افراد غیر که عامداً و عالماً فردی را که دکتر و مهندس نیست به این القاب بنامند یک میلیون تا 20 میلیون ریال جریمه می شوند ، اينجانب پيشنهاد ميكنم اين قانون را به طور كامل اجرا كنند تا بتوان كشور را در سالهاي آتي بدون اتكا به درآمدهاي نفتي و تنها با درآمدي كه از اين راه بدست ميآيد اداره كرد ، چون كافيست هر سال يك نفر مثل كردان را در مسندي قرار دهند و بعد از مدتي مدرك جعلي وي را رو كنند تا تمام كساني كه در اين مدت وي را دكتر و يا حتي مهندس صدا ميزدند مجبور شوند ميليون ميليون پول به خزانه دولت واريز كنند!
نظر به اينكه منابع آگاه عراقی اعلام کردهاند كه بر اساس طرحی جدید در عراق هر پسر سنی مذهب که با یک دختر شیعی یا هر پسر شیعی که با یک دختر سنی مذهب ازدواج کند، 2 هزار دلار پاداش دریافت خواهد کرد ، اينجانب پيشنهاد ميكنم مسئولان جمهوري اسلامي ايران از چنين طرحهايي استفاده كرده و براي ازدواج هر پسر و دختر ايراني مبلغ 2 هزار دلار ماليات بگيرند!
نظر به اينكه رئيس مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي اعلام كرده است كه به زودي با انتشار مجموعه اسنادي از زمينخواريهاي رضاخان در مازندران پرده برداشته ميشود ، اينجانب پيشنهاد ميكنم مسئولان محترم در رابطه با شعار شناسايي و معرفي مفسدان اقتصادي بيشتر توجيه شوند چون در خوشبيبانه ترين حالت اگر همين روند ادامه پيدا كند احتمالاً چند قرن ديگر به مفسدان و زمينخواران كنوني نوبت ميرسد!
نظر به اينكه شرکت برق منطقهای خوزستان اعلام کرده است كه جوانی عاشق پیشه با بالا رفتن از دکل فشار قوی برق در اهواز موجب اختلال شبکه برق خوزستان برای ساعاتی شد كه بعد از شش ساعت تلاش ماموران نیروی انتظامی و گروههای آتش نشاني این جوان پایین آورده و تحویل نیروهای انتظامی شده است ، اينجانب پيشنهاد ميكنم به جاي تحويل اين نخبگان به نيروي انتظامي از آنها در پستهايي مثل وزارت نيرو استفاده شود چون اين جوان نخبه و مبتكر توانست با اين كار شجاعانه در مصرف انرژي برق صرفهجويي قابل ملاحظهاي را براي دولت به ارمغان بياورد!
نظر به اينكه بر اساس آزمایش و گزارش وب سایت جهانی Speedtest.net ، ایران در سرعت دسترسی کاربران به اینترنت در بین تمام کشورهای جهان رتبه 186 را پس از كشورهايي همچون افعانستان و عراق كسب كرده است ، اينجانب پيشنهاد ميكنم مسئولان محترم در عوض اين رتبه ، ردهبندی هزینههاي پرداختی برای اینترنت را منتشر کنند تا به دنيا نشان دهيم كه هميشه ما حرف اول و آخر را در تمام زمينهها ميزنيم!
نظر به اينكه یکی از نماینده های کمیسیون در هیات مفاسد اقتصادی ، گزارشی از تخصیص هشت هزار میلیارد تومان وام به 90 نفر ارائه کرده است ، اينجانب پيشنهاد ميكنم اغتشاش گران اينقدر الكي جو را سياسي نكنند چون مهم خدمت به مردم است ، حالا چه به 90 نفر چه به 70 ميليون نفر!
نظر به اينكه امام جمعه اصفهان با اشاره به اینکه قطعا نیت رئیس جمهور خدمت و خدمترسانی به مردم است اما باید از همه جهات اسلام را رعایت کرد زیرا قطعا زنی که وزیر شود باید بطور مرتب با مردان و معاونان خود در ارتباط باشد و نمیتواند جنبههای دینی را به طور کامل رعایت کند ، اينجانب پيشنهاد ميكنم با اهداي يك جفت دستكش مشكي و دست كردن آن توسط وزير مربوطه مشكل وزراي زن حل شود تا ديگر گلهاي براي كسي باقي نماند!
نظر به اينكه چندی پیش 97 نفر از کارتونیست های مشهور کشور در بیانیه ای اعلام کردند كه در اعتراض به وقایع اخیر جامعه در نهمین دو سالانه گرافیک ایران شرکت نخواهند کرد و در عوض از سوی مسئولان برگزاری این اجلاس عنوان شد که نهمین دوسالانه گرافیک ایران با قوت برگزار می شود ، اينجانب پيشنهاد ميكنم حداقل سه نفر از خود مسئولان برگزاري جهت حفظ آبروي جشنواره در اين جشنواره شركت كنند تا لااقل نفر اول ، دوم و سوم براي دريافت جايزه وجود خارجي داشته باشند!
نظر به اينكه گزارش شده كه 136 مستند ساز برجسته کشور از جمله رخشان بنی اعتماد، محمد شیروانی، کامران شیردل و ... در بیانیه خود با تاکید بر بی سابقه بودن سخت گیری و ممانعت هایی که امروز بر مستند سازان در ارائه تصویر واقعی و منصفانه از جامعه اعمال می شود اظهار داشته اند كه در جشنواره "سینما حقیقت" امسال شركت نخواهند كرد ، اينجانب پيشنهاد ميكنم مستندسازان صدا و سيما كه هميشه تصاوير فوق واقعيتر و منصفانهتري را توليد ميكنند در اين جشنواره شركت كنند تا چشم كساني كه دوست ندارند اين تصاوير را ببينند بتركد!
نظر به اينكه مديركل دفتر نظارت و ارزيابي وزارت علوم تحقيقات و فناوري از كاهش سقف واحدهاي درسي در برخي از دروس (بدين صورت كه دروس 3 يا 4 واحدي به 2 يا 3 واحد درسي كاهش يابد) خبر داده است ، اينجانب پيشنهاد ميكنم ايشان به عنوان فعالترين مسئول در زمينه اصلاح الگوي مصرف شناخته شده و درجه نخبه دوم را به وي اهداء نمايند!
نظر به اينكه مديركل دفتر نظارت و ارزيابي وزارت علوم تحقيقات و فناوري از طرح كاهش دوره ليسانس دانشگاهها خبر داده است ، اينجانب پيشنهاد ميكنم جهت كاهش هرچه بيشتر ، دانشگاههاي دولتي منبعد به دانشجويان خود در بدو ورودشان به دانشگاه دانشنامه ليسانس اهداء نمايند و دانشگاه آزاد نيز پس از مراجعه دانشجو و دريافت كل شهريه مدرك ليسانس را تقديم كند!
قبل از افطار ...
پويا: بابا ، فردا عيد فطره؟
پدر: نميدونم ، چند دقيقه دندون رو جيگر بذار بعدِ افطار ميرم بالا پشت بوم بهت ميگم.
پويا: بابا ، اگه دندون رو جيگر بذارم روزم باطل نميشه؟!
پدر: نه نميشه ، اين جيگر مجازيه اشكال عُرفي نداره!
پدربزرگ: اين چيزا رو به بچه نگو ، همين چيزا رو ميگيد كه بچه رو پر رو بار مياريد. فردا ، پس فردا ميره يه سيخ جيگر ميخوره ميگه روزم باطل نميشه چون بابام گفته!
مادر: پدر جان مثل اينكه روزه گرفتتون. چيزي به افطار نمونده ، الان سفره رو باز ميكنم. نيما ، پويا بياييد كمك كنيد سفره رو باز كنيم.
پويا: چشم مامان الان ميام.
نيما: .... ولش كن ، من كه دم ظهر افطار كردم!
مادر: حالا بيا كمك كن لااقل افطار دم ظهرت يكم هضم بشه!
بعد از افطار ...
پدر: آخيش .... الانه كه بتركم! چقدر خوردم ، فكر كنم امروز تلافي اين يه ماهه رو در اُوردم!
مادر: كارد بخوره به اون شكمت ، موقع خريدن دست و پات ميلرزه ولي موقع خوردن كه ميشه كسي جلودارت نيست!
پويا: بابا ، بابا ، بگو فردا عيد فطره يا نه ... خودت قول دادي بعدِ افطار بهم بگي.
پدر: حالا من يه چيزي گفتم ، تو چرا جدي گرفتي؟
پويا: بابا خودت قول دادي.
پدربزرگ: صبر كن الان خبر 30/20 ميگه.
چند دقيقه بعد ...
گوينده خبر: به گزارش كارشناسان عيد فطر امسال به احتمال 30 درصد فردا و 70 درصد پس فردا خواهد بود!
پدر: جلل خالق ! اصلاً ميدونيد چيه من به بچه قول دادم برم بالا پشت بوم خودم بگم عيد فطر كِيِه! مگه ما چيمون از بقيه كمتره ، خدا رو شكر دو تا چشم سالم داريم خوب الان وقتشه كه ازشون استفاده كنيم.
پدربزرگ: صبر كن اصغر بذار منم بيام.
پدر: پدر جان شما كه چشماتون تو روز روشن خورشيد به اون گندگي رو نميبينه اون وقت ميخواي ماه رو ببيني؟!
پدربزرگ: اين فضوليا به تو نيومده!
مادر: پس پويا رو هم به خودتون ببريد بالا لااقل سرگرم بشه ، هر چي باشه بهتر از تماشاي اين سريالهاي تلويزيونه! منم ميمونم پايين واسه فردا سحري و نهار درست كنم!
پويا: آخ جون ، داداشي ميشه تلسكوپت رو هم بياري؟
نيما: باشه ، شما بريد بالا تا من تلسكوپم رو از تو جعبه در بيارم.
در پشت بام ...
پدر: من كه هر چي دارم ميگردم چيزي نميبينم ، به نظر من 70 درصد پس فردا عيد فطره!
پويا: بابا ، ولي تلويزيون هم كه همينو گفت!
پدر: درسته ، احتمالاً اونا هم به همون نتيجهاي رسيدن كه من رسيدم! تا فردا اگه صبر كني بهت ميگم كه پس فردا صددرصد عيد فطره يا نه!
پدر بزرگ: اصغر ، من كه دارم ماه رو ميبينم.
پدر با تعجب: كو ، كجاست ، پس چرا من نميبينم؟!
پدربزرگ: اوناهاش ديگه ، اون پايين!
نيما نفس نفس زنان: پدر بزرگ اون لامپ ميوه فروشي حسن آقاييناست!
پدربزرگ: نخير ، شما چشماتون مشكل داره. من كه ديدم ، فردا روزه نميگيرم!
پدر: پسر ، اون تلسكوپ رو بده به من تا به اين پدربزرگت ثابت كنم كه حق با كيه.
پدر تلسكوپ را به سمت مغازه ميوه فروشي حسن آقا ميگيرد و بعد از ديدن داخل تلسكوپ ميگويد:
بيا پدر جان ، ببين لامپ مغازه حسن آقا كه سهله ، اصلاً هيچ نوري ديده نميشه. ديدي پس حرف من درسته؟
پدر بزرگ: حتماً تلسكوپش خرابه ، من به عينكاي ته استكانيم از چشمام هم بيشتر اطمينان دارم!
نيما: بابا اون درپوش رو از جلوي لنز تلسكوپ بردار!
پدر: اِ اِ اِ خوب زيادم فرقي نميكنه ، اگه درپوششم برداريم بازم چيزي معلوم نيست!
پويا: اوناهاش چند تا ماه دارم ميبينم!
پدر: پسرم ، اونا ستارن نه ماه ، ماه از اونا بزرگتره.
نيما: به بچه اطلاعات غلط نديد ، ببين پويا ستارهها از ماه بزرگترند ولي چون خيلي خيلي دورتر از ماه هستند كوچيكتر به نظر ميرسند.
پويا: پس چرا اونا رو داريم ميبينيم ولي ماه رو نه؟
نيما: يه چند لحظه صبر كن ...
نيما بعد از كمي ور رفتن با تلسكوپ ميگويد:
ايناهاش ، يه هالههايي دارم ميبينم ...
پدر: هاله؟! من تا قرص كاملشو نبينم راضي نميشم!
پدربزرگ: از قديم گفتن حرف راست رو بايد از بچه شنفت!
پدر: من حاليم نيست ، فردا صبح زود همگي پا ميشيم سحري ميخوريم.
پدربزرگ: من كه فردا نهار ميخورم.
پويا: پس منم هم سحري ميخورم هم نهار!
فردا صبح زود ...
پدربزرگ بيدار ميشود و قبل از زدن عينك به چشمش از پنجره بيرون را نگاه ميكند و ميگويد:
ديدم ، ديدم ، بالاخره ديدم!
پدر سراسيمه وارد اتاق ميشود و ميگويد:
چي رو ديدي؟
پدربزرگ: بالاخره ماه رو ديدم ، اونم بدون عينك!
پدر: پدر جان اون خورشيده كه طلوع كرده ، امروز عيد فطر نيست!
پدر تلويزيون را روشن ميكند. گوينده خبر ميگويد:
ديروز در آسمان ايران ماه ديده نشد ولي كشورهاي ديگري مثل اندونزي ، مالزي ، پاكستان ، افغانستان ، عراق ، امارات ، قطر ، عربستان ، اردن و كشورهاي شاخ آفريقا امروز را عيد فطر اعلام كردند!
پدر: بَه ، اونا هم حتماً مثل پدر بزرگت لامپ مغازه حسن آقا رو با ماه اشتباه گرفتند!
نيما: بابا ، آخه ديشب من خودم با تلسكوپ ماه رو ديدم! تازه چند روز پيش هم محاسباتش رو كرده بودم!
پدر: حرف نباشه ، يعني حرف من و يه ملت رو قبول نداري ، اونوقت يه تلسكوپ زپرتي گرفتي دستت خيال كردي با شش سال فيزيك خوندن تو دانشگاه درپيت شريف شدي دانشمند و محقق و منجم ؟!!!
نويسنده : فرهاد ناجي (شهريور 1388)


بالاخره مجوز اين كتابم را گرفتم و چاپش كردم. نام اين كتاب كوچك "عاقلترين ديوانه" هست كه شامل 9 داستان كوتاه به هم پيوسته (اپيزود) طنز ميباشد كه عناوين آن بدين شرح است : جشن در دیوونهخونه مرکزي / انتخاب نماینده برای دیوونه خونه ما / عروسی پسر آقای رئیس / بازرس ویژه وارد می شود / جلسه نمایندگان دیوونه خونه های شهر / کنسرت گروه تِپ تِپ / سمینار مشتق و کاربردهای آن / قبولي در دانشگاه دارالجنون / آكام شهر ، شهر كام

علاقهمندان به دريافت اين كتاب ميتوانند مبلغ 3500 تومان (2000 تومان قيمت كتاب + 1500 تومان هزينه بسته بندي و پست پيشتاز) را به يكي از حسابهاي زير واريز نموده و سپس نام بانك ، شماره فيش واريزي ، آدرس و شماره تلفن خود را به ايميل زير ارسال نمايند. كتاب طي 48 الي 72 ساعت بعد به دستشان خواهد رسيد.
همشهريان عزيز ميتوانند جهت دريافت كتاب به صورت حضوري به آدرس زير مراجعه نمايند:
شهر كتاب بابل: بابل ، خيابان مدرس ، جنب بيمارستان تأمين اجتماعي تلفن : 3236690
كتابفروشي چيستا: بابل ، خيابان 17 شهريور تلفن : 2223626
-------------------------------------------------------------------------------------------
Mobile : 0911 314 3289 Farhad.Naji@Gmail.com
-------------------------------------------------------------------------------------------

درعصر ارتباطات و درحالی که کابینه برخی دولتها به دلیل عقب ماندن از پیشرفت روزافزون تکنولوژی ارتباطی استیضاح میشوند ، ما ایرانیان که ادعای برتری علمی و فناوری درحداقل خاورمیانه را داریم در بین تمام کشورهای جهان رتبه 186 را در سرعت دسترسی به اینترنت کسب نموده ایم. براساس آزمایش و گزارش وب سایت جهانی Speedtest.net ایران در سرعت دسترسی کاربران به اینترنت در ردههای پس از کشورهايی همچون افغانستان و عراق قرار دارد.