تبليغاتX
Farhad Naji
Farhad Naji
در سرزمینی که سایه آدم های کوچک بزرگ شده است, در آن سرزمین آفتاب در حال غروب كردن است.

تحریم خارج به داخل: این تحریم معمول ترین تحریم است که کشورهای غرب زده غربی بر علیه کشور ما اعمال می کنند. در این نوع تحریم، به صورت روزانه لیست تحریم ها افزایش صعودی به خود می گیرد و تحریم ها از کالاهای استراتژیک گرفته تا پوشک بچه وارد این لیست می شوند. البته باید به این نکته توجه کرد که اینگونه تحریم ها در صنایع نفت و گاز و سایر صنایع مهم کشور هیچگونه تأثیری نداشته و نخواهد داشت چون در داخل گروهی وجود دارد که میتوان تمام پروژه ها را به دستان توانمند آنها سپرد. حالا این پروژه ها آیا در حیطه تخصصی این گروه قرار می گیرد یا نه به من و شما ربطی پیدا نمی کند چون بالاخره این گروه به کمک کشورهای دوست باقیمانده که به اندازه تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسند و بر اساس تجاربی که در سایر مسائل غیر فنی دارند، بودجه این پروژه ها را گرفته و کار را شروع می کنند. حالا این پروژه ها به اتمام می رسند یا نه زیاد مهم نیست. البته در صورتی که مردم دوست داشته باشند که پروژه ها سریعتر پیش برود می بایست بنشینند و شب و روز دعا کنند تا انشااله تا چند دهه آینده این پروژه ها به سرانجامی برسند.

تحریم داخل به خارج: این نوع تحریم معمولاً برای مقابله به مثل با تحریم خارج به داخل مورد استفاده قرار می گیرد. به طور مثال ابتدا آنها مسئولان ما را به خاطر نقض بعضی از حقوق تحریم می کنند و سپس ما مسئولان آنها را به همین دلایل تحریم می کنیم تا جواب های را با هوی داده باشیم. حالا به این نکته توجه نمی کنیم که مسئولان تحریم شده توسط ما اصلاً در عمرشان به کشورمان سفر کرده اند یا اصلاً قصد سفر داشته اند یا اصلاً در دهه های اخیر رابطه ای وجود داشته که بخواهند سفر کنند. اصلاً کدام کشک، کدام دوغ؟!

تحریم خارج به خارج: شاید کمترین اثر تحریم مربوط به این نوع تحریم باشد چون همان طور که اشاره شد کشورهای دوست تحریم شده به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسند ولی در عوض کشورهای غیر دوست به تعداد کافی و وافی موجود هستند، در نتیجه تحریم کنندگان یک کشور می توانند کالا یا خدمات مورد نیاز خود را از سایر کشورها تأمین کنند. فقط این وسط ما می مانيم و حوضچه های نفتی مان!

تحریم داخل به داخل: دو نوعِ تحریم داخل به خارج و خارج به داخل یک طرف ، تحریم داخل به داخل طرف دیگر. نمونه ای بارز از این نوع تحریم را می توان در حورزه اینترنت مشاهده کرد که به سلامتی و به زودی به اینترانت یا همان اینترنت داخلی پاک تغییر پیدا خواهد نمود! در این حوزه علاوه بر بعضی از تحریم های خارج به داخل شاهد سیر صعودی و افزایش چندین برابری تحریم های داخل به داخل نیز هستیم. یعنی شما برای یافتن هر مطلب علمی و غیر علمی می بایست با صفحه ای از لینک های مفید مواجه شوید که اتفاقاً هیچ سنخیتی با موضوع مورد جستجوی شما ندارد. پس مجبور می شوید برای دور زدن تحریم های خارج به داخل و مخصوصاً تحریم های چند صد برابری داخل به داخل به نرم افزارهای تحریم شکن روی بیاورید تا بر فرض اگر از خارج و داخل مورد ردیابی قرار گرفتید، کشور مبداء یکی از کشورهای غرب زده غربی نشان داده شود! پس همان طور که می بینید، در عصر ارتباطات وقتی می شود به وسیله بعضی از روش ها و راهکارها و البته با صرف هزینه های سنگین تحریم های خارج به داخل را دور زد، این تحریم ها نیز قابل دور زدن هستند.

تحریم خود به خود(خود تحریمی): این نوع تحریم معمولاً شخصی است و توسط خود شخص بر روی خودش اعمال می شود. در این نوع تحریم فرد مذکور خودش را از یکسری امتیازات و مزایا محروم می کند تا روی اعتقاداتش بیاستد. یادم هست پدربزرگم همیشه می گفت: نویسندگان خودشان را از نوشتن تحریم می کنند تا مراسم ترحیم برایشان گرفته نشود! البته من فکر می کنم که نویسندگان اگر خودشان را هم از نوشتن تحریم نکنند باز مراسم ترحیم برایشان گرفته نمی شود یا نمی گذارند که گرفته شود!

توضيح: اصل و فرعش تومني سنار فرق داره!



ارسال توسط فرهاد ناجي

سلام بچه‌ها ، امروز مي‌خوام يك كنفرانسي بدم كه حسابي بدردتون مي‌خوره ، البته به درد شما دختراي كلاس مي‌خوره نه پسرا ، چون مي‌خوام در مورد شرايط ضمن عقد براتون صحبت كنم. خُب از تعريف عقد شروع مي‌كنم. عقد يك قرارداد و يك مسئوليته كه با توافق بين دو طرف امضاء ميشه. هيچ اجباري هم تو كار نيست چون موقع امضاء دو طرف مي‌تونن بعد از خوندن شرايط عقد امضاء نكنند! لازم به ذكره كه اين شروطي كه مي‌خوام امروز به شما بگم يك روزه به وجود نيومده بلكه جامعه بين المللي زنان ايران بعد از سالها تلاش و ممارست وصف ناپذيري تونستند قانون ننگين عقد قبلي را به قانون نگين فعلي تبديل كنند تا نه تنها زنان با مردان به برابري برسند بلكه از آنها نيز پيشي بگيرند! پس ببينيد چه قدر براي اين كار تلاش شده. خُب شما اگه از اين فرصت استفاده نكنيد واقعاً ] بيييييب[ هستيد. حتي كسايي كه عقد كرده‌اند ولي از اين شروط استفاده نكردند هم ميتونن از راه‌هاي مختلف اصلي و فرعي شوهرشون رو مجاب كنند كه اين شروط رو تو عقدنامه‌شون بگنجونند. البته با رضايت كامل و نه تحت هيچ نوع فشار فيزيكي و شيميايي ، مطمئن باشيد اونها مجبورند قبول كنند!

خُب حالا مي‌رسيم به شرايطي كه مي‌تونيد تو عقدنامه‌تون بذاريد. شما مي‌تونيد در عقدنامه‌تون ذكر كنيد كه بدون اجازه شوهر فلك زدتون هر وقت و تحت هر شرايطي و هر كجاي دنيا كه دلتون خواست مي‌تونيد بريد! چه معني داره كه شوهرتون واستون تعيين تكليف كنه. اصلاً اگه ديديد شوهر آيندتون در مورد اين شرط حرف زيادي ميزنه يه بند ديگه هم به عقدنامه اضافه كنيد با اين مضمون كه از اون لحظه به بعد شوهرتون واسه جاهايي كه مي‌خواد بره بايد از شما اجازه كتبي داشته باشه و ضمناً خودش رو هر شب ساعت 9 به شما معرفي كنه كه در غير اين صورت بتونيد راحت ازش طلاق بگيريد. وقتي اين موضوع رو مطرح كنيد طرف لااقل مجبور ميشه با بند اول موافقت كنه. اگه تونستيد بند دوم رو هم تو عقدنامه‌تون بگنجونيد مطمئن باشيد كه خوب شوهر په‌په‌اي گيرتون اومده!

بند بعدي كه مي‌تونيد در عقد‌نامتون ذكر كنيد و بند واقعاً مهمي هم هست ، گرفتن حق طلاقه! با گرفتن اين حق ، حق به حق‌دار ميرسه! شما ميتونيد بعد از اون هر وقت كه فركانس صداي شوهرتون داشت از يه رنج نرمال بالاتر مي‌رفت با يادآوري اين بند بزنيد توي سرش تا اونجا كه نتونه ازجاش بلند بشه!

در مورد مال و اموالي كه بعد از ازدواج بدست مياريد هم ميتونيد تو عقد‌نامه‌تون ذكر كنيد كه همه دارايي‌هاي بعد از ازدواج به انصاف بين‌تون تقسيم بشه. مثلاً از 100 درصد 99 درصدش مال شما باشه ، يه درصد هم بذاريد واسه طرف كه بعداً بتونيد يه منتي هم رو سرش بذاريد ، وگرنه كاربرد ديگه‌اي نداره!

حالا مي‌رسيم به بحث شيرين مهريه ! ببينيد ، قبل از اينكه بندهاي فوق رو تو عقدنامه‌تون ثبت كنيد به شوهر آيندتون بگيد: «من به مهريه اعتقادي ندارم ، مهريه رو كي داده كي گرفته؟!» سپس ، بعد از اينكه بندهاي فوق رو ثبت كرديد بگيد: «چون من آدم خيلي معقولي هستم مهريه نمي‌خوام ، فقط واسه اينكه جلوي در و همسايه آبروم نره به تاريخ تولدم سكه طلاي ناقابل باشه كفايت مي‌كنه! من ازون دخترايي نيستم كه بگم الا و بلا به نيت 124000 پيامبر سكه طلا!» يعني يه جوري طرف رو تا دم مرگ ببريد كه به تب راضي بشه ! حالا اين وسط هم اگه يه وقت سِكته مِكته هم كرد عيبي نداره ، بهتر ، چون معلوم ميشه كه ظرفيت زندگي زير يه سقف رو با شما نداشته! ببينيد ، اين شيوه‌هايي كه واستون گفتم در سالهاي گذشته با موفقيت تست شده و همه اونها تضمينيه ، حتي گواهينامه ISO9002 هم داره!

ببخشيد ديگه بچه‌ها ، من كلي مطلب آموزنده و مفيد ديگه هم داشتم تا بهتون بگم ولي چون استاد يك ربع بيشتر به من وقت نداده بايد مطلبم رو همين جا تموم كنم. فقط اين نكته آخر رو باز هم يادآوري مي‌كنم كه علاوه بر حقتون هر چي حق شده موقع عقد از حلقوم شوهر آيندتون بكشيد بيرون ، چون طرف اون موقع گرمه حاليش نيست كه داره چي رو امضاء مي‌كنه و بعد از عقد هم تا بياد بفهمه كه چي شده شما خرتون رو از پل گذرونديد . در نتيجه با ثبت اين شروط شما مي‌تونيد به راحتي و بدون هيچ دغدغه‌اي ساليان سال سوارش شده و بتازيد! فوقش هم اگه طلاق گرفتيد لااقل با پول مهريتون مي‌تونيد يه خونه و يه ماشين واسه خودتون بخريد و از زندگي‌تون لذت ببريد!

بعد از اتمام اين كنفرانس ، تمام دخترهاي كلاس با تمام وجود شروع كردند به دست زدن ولي آن طرف‌تر پسرهاي كلاس با لب و لوچه آويزان فقط نظاره‌گر ماجرا بودند. استاد در اين ميان براي آنكه اين حال و هوا را تغيير دهد و حمايتي از قشر مظلوم پسرها بكند رو كرد به دانشجويان و گفت‌: «ميخوام يه لطيفه واستون تعريف كنم. يك روز يه بازرسي رفته بود براي بازديد از يه ديوونه‌خونه. ديد يك نفر سرش رو ميزنه به ديوار و ميگه: «حميرا حميرا ...» پرسيد: «اين رو واسه چه اُورديد اينجا؟!» گفتند: «اين يكي رو به اسم حميرا دوست داشته ولي طرف بهش جواب رد داده ، اين هم به سرش زد و اُوردنش اينجا.» بازرس در ادامه بازديدش ديد يك نفر ديگه رو با غل و زنجير بستن و طرف هم مثل قبليه هي داد ميزنه: «حميرا حميرا ...» پرسيد: «اين چه مرگشه؟!» گفتند: «اين بيچاره با همون حميرايي كه به اولي جواب رد داده بود ازدواج كرده!» »



ارسال توسط فرهاد ناجي
 
تاريخ : چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391

ساير فتوكاتورها در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
ارسال توسط فرهاد ناجي
 
تاريخ : سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391

ساير فتوكاتورها در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
ارسال توسط فرهاد ناجي

اضافه شدن شهريه ثابت و متغير

درست يك سال بعد از ورود من به دانشگاه دارالجنون شايعه‌اي بر سر زبان‌ها افتاد كه اي داد ، اي هوار شهريه‌هاي دانشگاه افزايش زيادي خواهد داشت. سريع موضوع را از طريق جرايد و اينترنت پيگيري كردم ولي ديدم مسئولين محترم و غيرمحترم عنوان كرده‌اند كه دانشجويان عزيز نگران نباشند ، چون افزايش شهريه دانشگاه‌ها فقط براي دانشجويان جديد الورود است ، آن هم به ميزان ده درصد نه بيشتر. خواندن اين خبر كه در تمامي جرايد به چاپ رسيده بود خيالم را راحت كرد ولي درست فرداي آن روز دوباره اين شايعه قوت گرفت. اين بار از طريق دانشگاه پيگيري كردم. مسئولان دانشگاه دارالجنون اعلام كردند كه براي دانشجويان ورودي سال‌هاي قبل فقط شهريه متغير افزايش خواهد يافت ، آن هم فقط ده درصد. دوباره خيالم راحت شد . اين راحتي خيال يك روز هم دوام نياورد و شايعه قبل دوباره قوت گرفت. اين بار به امور مالي دانشگاه دارالجنون مراجعه كردم. آقاي امور مالي گفت : « طي بخشنامه‌اي كه الان به دستمان رسيده علاوه بر شهريه متغير ، شهريه ثابت ورودي‌هاي قديم الورورد نيز افزايش خواهد يافت! » گفتم : « شهريه ثابت همان طور كه از اسمش پيداست شهريه ثابت است نه متغير. پس نبايد در طول تحصيل تغيير كند.» آقاي امور مالي گفت : « اگر بخشنامه كنند مي‌شود ، كار نشد ندارد! » پرسيدم : « ميزانش همان ده درصد است ديگر ، بيشتر كه نمي‌شود؟ » گفت : « بله مطمئناً » اين بار خيالم كمي ناراحت شد ولي زياد داغ نكردم! فرداي آن روز درست روز ثبت نام ترم جديد شايعه به اوج خودش رسيد. رفتم انتخاب واحد كردم و پس از طي مراحل لازم رسيدم به تعيين شهريه. در كمال تعجب مشاهده كردم كه شهريه متغير و شهريه ثابت 50 درصد افزايش يافته است! ديگر خيالم راحت نشد هيچ ، خيلي هم ناراحت شد به طوري كه نوسانات برقم حسابي بالا رفت و فيوز سوزاندم. موضوع را كه پيگيري كردم ديدم يك بخشنامه داغ همان روز به دستشان رسيده است. در ابتدا باورم نشد ، در نتيجه خواستم تا بخشنامه را ببينم. آقاي امور مالي بخشنامه را از كشوي ميزش در آورد و به من نشان داد . خط به خط بخشنامه را خواندم ، همه چيزش درست بود. با ناراحتي برگه را به آقاي امور مالي دادم . در اين حين ديدم دستم جوهري شده. دوباره نگاهي به برگه انداختم و ديدم امضاي نامه هنوز خشك نشده است! آقاي امور مالي گفت : « ديدي گفتم هنوز داغه داغه.» سپس برگه‌ام را امضاء كرد. ناگهان نامه‌رسان دانشگاه دوان دوان پريد توي اتاق امور مالي و گفت : «آقاي امورمالي ، نامه جديدي واستون دارم! » من كه ديديم اوضاع ممكنه باز هم بدتر شود سرم را انداختم پايين و سريع از دانشگاه خارج شدم! بعد از اين اتفاق من به اين نتيجه رسيدم كه هميشه شايعات ، واقعياتي هستند كه پيشاپيش براي پذيرش واقعيت‌هاي بزرگ انسان را آماده مي‌كند تا ما آدم‌ها يك دفعه سنگكوب نكنيم !

هوا كردن حباب در كلاس نرم‌افزارهاي كاربردي

درسي داشتيم به نام نرم‌افزارهاي كاربردي. قبل از شروع كلاس تعدادي از دانشجونماها آلات شيطاني توليد حباب را قاچاقي به داخل كلاس آورده بودند و به عمل شنيع توليد حباب دست مي‌زدند! فكر كنم كلاس نرم‌افزارهاي كاربردي را با كلاس شيمي كاربردي اشتباه گرفته بودند. البته شايان ذكر است كه توليد اين گونه حباب‌ها كاربرد ديگري از جمله جلب توجه مخاطبان خاص خود را در پي داشت كه مسلماً هدف اصلي اين دانشجونماها بود !

جلسه هماهنگي و توجيهي نمايندگان تشكلهاي دانشجويي

چند روز پيش جلسه‌اي بين نمايندگان تشكلهاي دانشجويي با حضور آقاي مسئول برگزار شد. در ابتداي جلسه آقاي مسئول گفت: «در ابتدا قبل از شنيدن صحبت‌هاي شما بايد مطلبي را عرض كنم. ما براي انجمن ها نه پول داريم نه مكان ! خوب ، حالا هر مطلبي را كه مي‌خواهيد بگوييد.» نمايندگان انجمن‌ها با شنيدن اين سخن گهربار حسابي بادشان خالي شد و ديگر رمقي براي حرف زدن برايشان باقي نماند . به همين علت جلسه‌ي شروع نشده ، به خوبي و خوشي به پايان رسيد !

رابطه شهريه دانشجويان با ازدواج كاركنان دانشگاه

آقاي امور مالي بعد از سالها صبر و شكيبايي و پس از دريافت تمامي شهريه‌هاي دانشجويان جديد الورود و قديم الورود بالاخره توانست قسمتي از هزينه ازدواج خود را تأمين كند و به جمع مرغان بپيوندد ! ما اين قضيه را به فال نيك مي‌گيريم چون انشااله از ترم آينده شهريه‌هاي دريافتي دانشجويان كفاف هزينه ازدواج يكي ديگر از كاركنان دانشگاه را خواهد داد !



ارسال توسط فرهاد ناجي
 
تاريخ : یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391
  • بار اول : مشترك گرامي ، دسترسي به اين سايت امكان پذير نمي‌باشد.
  • بار دوم : مشترك محترم ، ورود به اين سايت براي شما ممنوع مي‌باشد.
  • بار سوم : مشترك عزيز ، وارد شدن به اين سايت عواقب وخيمي در پي دارد.
  • بار چهارم : جناب مشترك ، عمراً نمي‌تواني وارد اين سايت بشوي.
  • بار پنجم : بابا مشترك ، براي چندمين بار مي‌گويم ، حق نداري وارد اين سايت بشوي.
  • بار ششم : آهاي مشترك ، خيلي پر رو شدي ، اين براي آخرين باره كه به تو تذكر مي‌دهم.
  • بار هفتم : هوي مشترك ، حرف آدميزاد حاليت نمي‌شود، مثل اينكه با شماها بايد به زبان ديگه‌اي حرف زد.
  • بار هشتم : مشترك ورپريده ، بابا جون مادرت اين قدر زور نزن ، اعصاب معصاب واسمون نذاشتي.
  • بار نهم بعد از استفاده از يك فيلتر شكن : مشترك بي‌كار ،‌ ما خودمون زغال فروشيم ، ما رو نمي‌توني سياه كني.
  • بار دهم بعد از استفاده از يك فيلتر شكن ديگر : مشترك فلان فلان شده ، اين حقه ها ديگه قديمي شده.
  • بار يازدهم بعد از استفاده از يك فيلتر شكن قويتر : مشترك پررو ، خيال كردي خودت فقط پررويي ، ما پررو تر از اين حرفا هستيم.
  • بار دوازدهم بعد از استفاده از يك فيلتر شكن خفن : مشترك ] بييييييب [ ، پدر ] بييييييب [ ، مادر ] بييييييب [  ...
  • مشترك در حال غُر زدن : « اي بابا اين پيغام‌هاي عجيب و غريب چيه هي ميده ، آخه من نمي‌دونم سايت سازمان سنجش رو ديگه چرا فيلتر كردن ؟! بذار يه بار ديگه چك كنم شايد اشتباهي فيلتر شده باشه ... »
  • بار سيزدهم : مشترك گرامي ، اين سايت به اشتباه فيلتر شده ، ما خودمون دنبال فيلتر شكن هستيم تا بازش كنيم ، ولي هنوز گير نياورديم !



ارسال توسط فرهاد ناجي
 
تاريخ : دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391

ساير فتوكاتورها در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
ارسال توسط فرهاد ناجي
 
تاريخ : یکشنبه دهم اردیبهشت 1391

"عقل هم خوب چيزيه"

عقل هم خوب چيزيه ، البته نه براي همه! يكيش همين خود من ، بارها شده از دست داشتن عقل جونم به لبم رسيده ولي چه فايده نه ميتونم جلوي ايجادش رو بگيرم و نه ميتونم از رشدش جلوگيري كنم. فكر كنم بهترين كار اينه كه به هر نحوي شده سربنيستش كنم. آره ، بهترين كار همينه. پس ، فردا ميرم درمانگاه سر كوچمون تا دندون عقلم رو بكشم!

"سرنوشت پينوكيو"

پينوكيو خيلي وقت بود كه ديگر دروغ نمي‌گفت و جز حقيقت سخني بر زبان نمي‌آورد. فرشته مهربون چون مي‌ديد پينوكيو ديگر براي كسي هيجاني ندارد و كارهايش يكنواخت شده و همچنين از اين نكته مي‌ترسيد كه پينوكيو بعد از آدم شدنش ، با ادامه راست‌گويي‌هايش جانش را از دست بدهد ، دست به كار جالبي زد. فرشته مهربون كاري كرد كه پينوكيو از آن به بعد با گفتن حقيقت دماغش دراز شود! اين شد كه پينوكيو مجبور شد ديگر راست نگويد و چون از دروغ گفتن هم توبه كرده بود تصميم گرفت تا آخر عمرش اداي كر و لال‌ها را در بياورد!

"ماست سياه است"

پدربزرگم با اينكه 73 سال بيشتر ندارد، گاهي اوقات حرف‌هايي مي‌زند كه نه تنها مرغ پخته خنده‌اش مي‌گيرد بلكه آدم زنده را هم از خنده‌ي زياد به گريه مي‌اندازد!

ديشب موقع شام پدربزرگم گفت: «ماست سياه است.» گفتم: «بابابزرگ، از قديم تا جديد، در هر بلاد و سرزميني، با هر دين و آييني، مردم مي‌دانند كه ماست سفيد بوده، هست و خواهد بود. مگر آدم است كه هر دقيقه رنگ عوض كند؟!»

پدربزرگم نگاه چپ چپي به من انداخت و گفت: «حرف نباشه، من مي‌فهمم يا شما جوونا كه هنوز فرق بين بز و گوسفند رو نمي‌دونيد؟!»

ديگر حرفي نزدم يا بهتر بگويم حرفي نتوانستم بزنم. سرم را انداختم پايين، به سفره خيره شدم و به فكر فرو رفتم. بيشتر كه فكر كردم متوجه شدم كه بله، ماست سياه است، آن هم چه سياهي. اصلاً ماست چرا، بيشتر كه دقت مي‌كنم مي‌بينم سفره هم سياه است، دست‌هاي همه هم سياه است، چهره‌ها هم سياه هستند، اصلاً كل خانه سياه است. بلند شدم، بيرون را نگاه كردم ديدم همه جا سياه است به غير از ستاره‌هاي آسمان ....

"بمب"

از ترس ، هر كسي به طرفي مي‌دويد. همه وحشت زده بودند و پشت سر هم داد مي‌زدند: بمب ، بمب. ناگهان در ميان اين همهمه صداي انفجاري به گوش رسيد و بعد از آن سكوتي عجيب همه جا را فرا گرفت.

فرمانده: «نترسيد ، چيز مهمي نبود فقط يه ترقه شادي بود كه تركيد.»

اما در زير پاي فرمانده، لشكري از مورچه‌ها كشته و زخمي شده بودند!



ارسال توسط فرهاد ناجي

كُدهای چندگانه

در اينجا منتخبی از كدهای چندگانه جریمه و توضیحات لازم برای هر كدام را می‌نویسم. امید است كه با دانستن این كدها فرهنگ رانندگی هر روز بدتر از دیروز نشود!

كد 1094 و كد 1160

عناوین: گردش به چپ و به راست در محل ممنوع / دور زدن در محل ممنوع

توضیحات: گرچه در بعضی نقاط تابلو دور زدن یا گردش ممنوع وجود داشت ولی چون خر ما بیشتر از تابلوها می‌رفت، اگر ما اجازه می‌دادیم طرف می‌توانست از ناحیه‌ای كه دور زدن یا گردش ممنوع بود، عبور كند. ولی خُب به هر كسی كه اجازة این كار را نمی‌دادیم. به علت برخورد فیزیكی و غیز فیزیكی زیادی كه با رانندگان داشتیم روان شناسان قابلی شده بودیم. در نتیجه اول طرف و وسیله نقلیه‌اش را كمی ورانداز می‌كردیم بعد تصمیم می‌گرفتیم كه به وی اجازه دهیم یا نه. مثلاً خود من اگر سرم هم می‌رفت عمراً به اتومبیل‌های گرانقیمت اجازه نمی‌دادم از محل ممنوع شده، عبور كنند. چرا، مگر شما عقده‌ای بودید؟! این بار این حرفتان را نشنیده می‌گیرم. نخیر، علت اصلی آن همان قضیه‌ای بود كه قبلاً گفته بودم. همان قضیه اتومبیل‌های بالای چهل میلیونی كه هنگام سوت و اشاره افسر مربوطه هم كور می‌شدند هم كَر! خُب، من هم اینجا هم كور می‌شدم هم كَر، تا بدین وسیله از زحمات آنها قدردانی كرده باشم! از قدیم گفته‌اند: «چیزی كه عوض داره، گِلِه نداره.»

كد 1108

عنوان: صدای ناهنجار لوله اگزوز

توضیحات: آخر چرا كمی به فكر تفریحات این جوانان غیور نیستید؟! چرا نمی‌گذارید این جوانان شاد باشند؟! طرف چند صد هزار تومان یا حتی چند میلیون تومان خرج می‌كند كه صدای اگزوز اتومبیلش در بیاید و حتی از دهانه‌اش شبیه اژدها آتش بیرون بزند! لااقل بگذارید مثل بعضی‌ها شاد باشند. بگذارید هر كاری دلشان می‌خواهد بكنند! یك دفعه دیدید فردا همین چیزهای كوچك برایشان عقده شد و زد به مُخشان! البته اگر مُخی برایشان تا آن موقع باقی مانده باشد!

كد 1109

عنوان: عبور وسایل نقلیه غیر مجاز از خطوط و مسیرهای ویژه اتوبوسرانی

توضیحات: این نكته حائز اهمیت است كه خطوط ویژه كه به علت تهاجمات فرهنگی به لاین ویژه معروف شده است، دو دسته بودند. دسته اول خطوطی بودند كه از دو طرف نرده كشی شده و به فاصله هر صد متر یك افسر وظیفه نازنین را بین میله‌ها به عنوان پرچم كاشته بودند تا اجازه ورود احدی غیر از خودروهای مجاز را ندهند. در نتیجه تا حدودی می‌توانستیم به آن لاین ویژه بگوییم. مثل خطوط ویژه تهران پارس تا میدان انقلاب. دسته دوم خطوطی بودند كه فقط رنگ روی اسفالت‌شان شبیه خطوط ویژه بود و چون مواردی همچون نرده و افسر وظیفه‌ای نداشت به طور عمومی استفاده می‌شد. یعنی كلیه وسایل نقلیه از آن به نحو احسنت استفاده بهینه می‌كردند. مثل خطوط ویژه میدان آزادی تا میدان انقلاب.

كد 1115

عنوان: حمل جنازه با وسایل نقلیه عمومی

توضیحات: مطمئناً می‌دانید كه میت روی زمین نباید بماند. درسته؟! پس حالا مهم نیست كه میت را به وسیله نقلیه شخصی حمل كنند یا وسیله نقلیه عمومی! مگر میت جماعت هیزم تری فروخته‌اند كه چنین كدی را برایشان در نظر گرفته‌اید؟! اصلاً ممكن است میت مذكور در وصیت نامه‌اش نوشته باشد كه آخرین وصیت من حمل جسدم به بهشت زهرا با یك خودروی عمومی باشد! البته معمولاً برای جلوگیری از این جور وصیت‌ها بنزهای آخرین مدلی برای بهشت زهرا در نظر گرفته شده است كه كار حمل و نقل میت گرانقدر را بر عهده می‌گیرد تا میت مذكور لااقل برای یك بار هم شده طعم شیرین سواری با بنزهای آخرین مدل را بچشد و ناكام از دنیا نرود!

كد 1142

عنوان: عدم اعلام نشانی محل سكونت جدید مالك وسیله نقلیه ظرف سی روز از تاریخ تغییر محل سكونت به اداره جریمه و رانندگی

توضیحات: به صاحب خانه‌های عزیز توصیه می‌شود كه بعد از اتمام مهلت قرارداد مستاجر خود علاوه بر گرفتن تسویه آب، برق، گاز و تلفن، یك تسویه هم از سازمان جریمه و رانندگی بگیرند تا هم خیال خودشان را راحت كنند و هم خیال مستاجرشان را!

كد 1151

عنوان: استفاده از وسایل آتش‌زا از قبیل اجاق گاز پیك نیك، بخاری و امثال آن در داخل وسیله نقلیه

توضیحات: دورة این كارها دیگر گذشته است. الان مردم پیشرفت كرده‌اند. دیگر كسی در اتومبیلش اجاق گاز و بخاری گازی روشن نمی‌كند. الان رانندگان عزیز موتورهای اتومبیلشان را گازسوز كرده‌اند. البته منظورم این نیست كه به نمایندگی‌های مجاز مراجعه كرده و یك كپسول استاندارد تحویل گرفته باشند. نه، منظورم استفاده از همان كپسول‌های گاز خانگی است كه قبلاً در اجاق‌های گازشان استفاده می‌كردند! ما كه كم مخترع نداریم. این هم یكی دیگر از اختراعات نوین مردم ایران می‌باشد. این كار كلی مزایا دارد، اولاً هزینه تبدیل آن ارزان تر از كپسول‌های اصلی است، ثانیاً سهمیه بنزینشان ثابت می‌ماند و ثالثاً دیگر احتیاجی به ایستادن در صف‌های طویل پمپ گاز را ندارند. حالا معایبش بماند. آدم كه نباید همیشه بدبین باشد!

كد 1152

عنوان: حمل مواد سوختی خارج از باك توسط وسایل نقلیه به استثناء وسایل نقلیه مجاز

توضیحات: بابا كجای كارید؟! شما كه اجازه نمی‌دهید تانكرهای به آن گندگی بنزین و گازوئیل را به كشورهای همسایه منتقل كنند. در نتیجه این كار سخت و دشوار افتاده است گردن این اتوبوس‌های فلك زده و گردن شكسته مسافربری خودمان كه مجبورند علاوه بر حمل مسافر به كشورهای همسایه این سوخت رسانی را نیز در دستور كاری خود قرار دهند! بالاخره همسایه اگر دست همسایه را نگیرد، كی می‌خواهد بگیرد؟!

كد 1157

عنوان: سبقت از سمت راست وسیله نقلیه دیگر

توضیحات: فكر كنم یك اشتباه چاپی رخ داده است! عبارت سمت راست باید به سمت چپ تغییر كند. چرا؟ برای آنكه رانندگان محترم و غیر محترم بیشتر از سمت راست سبقت می‌گیرند تا سمت چپ. حالا اصولش چی هست بماند، چون از قدیم گفته‌اند: «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.» در نتیجه آن تعداد محدودی هم كه فقط می‌خواهند از سمت چپ سبقت بگیرند به ناچار مثل آفتاب پرست رنگ عوض می‌كنند و همرنگ بقیه می‌شوند! البته این كار مثل سایر موارد از روی عمد انجام نمی‌گیرد، بلكه رانندگان عزیز هنگام رانندگی هول می‌شوند و دست چپ و راست خود را گم می‌كنند! پیشنهاد می‌كنم یك كلاس توجیهی برای آگاهی بیشتر رانندگان به منظور تشخیص دست چپ از راست ترتیب داده و در انتهای دوره گواهینامه‌ای مبنی بر اتمام این دوره به رانندگان عزیز اهداء گردد.

كد 1159

عنوان: عبور وسایل نقلیه از پیاده رو

توضیحات: به نظر من عنوان این كد را باید می‌گذاشتند عبور عابر پیاده از پیاده‌رو! چرا؟ چون در بعضی نقاط پیاده‌روها بیشتر جولان‌گاه موتورسیكلت‌ها بود تا عابرین پیاده! البته یك كار دیگر هم می‌توان كرد. چه كاری؟ پیشنهاد می‌كنم برای هر پیاده‌رو یك افسر وظیفه بگذارند تا هم جلوی موتورسیكلت‌ها را بگیرد و هم بر روی هر عابر پیاده كه از آنجا رد می‌شود یك پلاك نصب كند تا بتوان بعضی از جرائم مربوط به عابران پیاده را نیز اعمال كرد. حتماً پیش خود می‌گویید مگر پیاده‌روهای تهران یكی دوتاست؟! بله، من هم می‌دانم یكی دوتا نیست، ولی هر چند تا هم باشد مشكلی از نظر كمبود افسر وظیفه پیش نخواهد آمد. چون چیزی كه الان زیاد است افسر وظیفه و چیزی كه الان مفت است حقوق ناچيز آنهاست. تازه با این كار به رشد بودجه سازمان نیز كمك شایانی خواهد شد!



ارسال توسط فرهاد ناجي

 ·        روشن فکری از نوع لامپ پر مصرف با هاله نور قوی

این روش یک روش قدیمی بوده که با وجود مصرف انرژی بسیار بالا دارای بازدهی بسیار کمی است ولی متأسفانه این روش در حال حاضر در بعضی از کشورهای جهان سوم و چهارم، آن هم در سطح کلان همچنان مورد استفاده قرار می‌گیرد.

·        روشن فکری از نوع لامپ کم مصرف با هاله نور ضعیف

کسانی که این روش را سرلوحه خود قرار داده‌اند در اصل از زیر مجموعه قشر فوق می‌باشند که دوست دارند روز به روز به مصرف انرژیشان بیافزایند و هاله نورشان را ارتقاء دهند. در این میان روشن فکران پر مصرف برای آنکه انرژی خود را تأمین کنند از روشن فکران کم مصرف استفاده ابزاری می‌کنند.

·        روشن فکری از نوع لامپ گازی با هاله نور متغیر

این قبیل افراد معمولاً هنگامی که روشن هستند احساس روشن فکری بیش از اندازه‌ای کرده و هاله‌هایی در حد تیم ملی در اطراف خود احساس می‌کنند ولی کم کم به محض اینکه حسابی داغ شدند، خاموش شده و چهره واقعي‌شان نمایان می‌شود. ولی از بس پُر رو تشریف دارند بعد از کمی تأخیر مجدداً به کار خود ادامه می‌دهند و دوباره گُر مي‌گيرند و احساس هاله داشتن بهشان دست مي‌دهد. اینگونه افراد یا نمی‌سوزند یا اگر بسوزند دیگر با ریختن آب در جای مربوطه نيز قادر به بلند شدن نخواهند بود.

·        روشن فکری از نوع پروژکتور با هاله نور فوق قوي

روشن فکرانی که معمولاً به پروژکتور متوسل می‌شوند غیر مستقیم این پیام را به مخاطبان خود منتقل می‌کنند که چون بسیار تاریک فکر هستند، می‌خواهند به وسیله روش‌های مصنوعی مثل نصب پروژکتور به سر خود این نقیصه را از دید دیگران پنهان كنند. البته گاهی اوقات به علل مختلفی چون مشنگ بازی یا به تعبیری زرنگ بازی این پروژکتورها را به جای نصب روی سر در جای دیگری سوار می‌کنند که چهره‌یشان هاله نور طبیعی‌تری به خود بگیرد.

·        روشن فکری با انرژی خورشیدی

 در این نوع از روشن فکری به علت مصرف انرژی پاک خورشیدی فرد روشن فکر انرژی کمتری را مصرف می‌کند ولی به این علت که انرژی خورشیدی انرژی کم اثری هست اين قبيل افراد نمی‌توانند بازدهی مناسبی داشته باشند. از ديگر معايب اين روش مي‌توان به غير استفاده بودن آن در هر آب و هوايي اشاره كرد.

·        روشن فکری با انرژی باد

در این روش فرد روشن فکر خود را به باد می‌سپارد و باد هر طرفی که می‌رود افکار وی نیز به همان سمت و سو میل پیدا می‌کند. البته گاهی اوقات ممکن است به علت پیچیده شدن مسائل، شخص مربوطه بین دو باد موافق و مخالف گیر کند و برای اینکه بین این دو باد دعوا نشود، تا مشخص شدن سرنوشت هر باد یک شب خانه باد اول و شب دیگر خانه باد دوم تِلِپ می‌شود تا هم عدالت را رعایت کرده باشد و هم باد شکست خورده نتواند یقه این روشن فکر بادی را بگیرد.

·        روشن فکری خاموش

این عده معمولاً هر چند دهه یک بار پیدایشان می‌شوئد، آن هم احتمالاً به خاطر جو گرفتگی نه چیز دیگر. این روشن فکران چون می‌دانند کسی برای‌شان تره که هیچی حتی علف هم خرد نمی‌کند، می‌نشینند سر جایشان و می‌گويند هر چه باداباد!

·        روشن فکری با نور شمع

این روشن فکران بسیار کم توقع هستند ولی مطمئناً این توقع کمشان باعث می‌شود که روشن فکری این افراد نه تنها بدرد جامعه نخورد بلکه چیزی هم از آن عاید خودشان نشود. معمولاً این افراد گوشه نشینی را پیشه کار خود قرار می‌دهند که به همین دلیل تفاوت چندانی با روشن فکران خاموش نمي‌كنند.

·        روشن فکری بدون مصرف انرژی

شاید خیلی‌ها بر این باور باشند که روشن فکری با مصرف انرژی برق، باد، خورشيد و میزان هاله نور تولید شده رابطه مستقیم دارد، ولی این گروه بر خلاف نظر خیلی از افراد به این نکته تأکید دارند که روشن فکر واقعی کسی است که بدون مصرف انرژی و بدون داشتن حتي يك اپسيلون هاله نور، برای خود و مردمش بازدهی بالایی داشته باشد. این گروه گرچه همیشه مظلوم واقع می‌شوند ولی تاریخ همواره نشان می‌دهد که این افراد که هیچ نوری از خود ساطع نمی‌کنند روشن فکران واقعی بودند، هستند و خواهند بود.



ارسال توسط فرهاد ناجي

كُدهای چندگانه

در اينجا منتخبی از كدهای چندگانه جریمه و توضیحات لازم برای هر كدام را می‌نویسم. امید است كه با دانستن این كدها فرهنگ رانندگی هر روز بدتر از دیروز نشود!

كد 1060 و كد 1088 و كد 1146

عناوین: توقف در محل ممنوع (پارك ممنوع) / توقف در محل ایستادن ممنوع (مطلقاً ممنوع) / توقف وسیله نقلیه در پیاده رو

توضیحات: دو كد اول بیشترین آمار نوع الصاقی را به خود اختصاص می‌دادند ولی كد سوم بسیار كم مورد استفاده قرار می‌گرفت. چون ما افسران وظیفه دلسوزی بودیم و خودمان را جای طرف مقابل می‌گذاشتیم، معمولاً از همان كد اولی كه از همه ارزان‌تر بود برای تمامی موارد فوق استفاده می‌كردیم. ولی وای به حال كسی كه می‌خواست زرنگ بازی در بیاورد! چطور؟ الان مثالی عرض می‌كنم. روزی طبق معمول به صورت الصاقی شروع كردم به جریمه اتومبیل‌هایی كه در پیاده‌روهای كناری تقاطع كارگر، كشاورز پارك كرده بودند. بعد از اتمام این كار به سر چهارراه برگشتم. الان پیش خود می‌گویید خُب می‌خواستند اتومبیل‌هایشان را در پیاده رو پارك نكنند. بله، ولی آنها هم یك جورایی حق داشتند! چرا؟ چون آنجا ابتدای طرح بود و هیچ جایی مثل پاركینگ یا كوچه خلوتی برای پارك اتومبیل‌هایشان وجود نداشت، در نتیجه آنها مجبور به این كار می‌شدند. الان می‌گویید خُب پس اگر شما این نكته را می‌دانستید چرا جریمه شان می‌كردید؟ به همان علتی كه قبلاً شرح داده بودم. ما باید كاری می‌كردیم كه هم هوای مردم را داشته باشیم هم هوای خودمان را! بگذریم. بعد از گذشت چند ساعت از مرحله اول جریمه كردن این خودروها، دوباره به مكان مربوطه مراجعه كردم تا سایر اتومبیل‌ها را جریمه كنم كه ناگهان با تعجب چشمم به اتومبیل جدیدی افتاد كه گرچه جریمه‌اش نكرده بودم ولی روی شیشه‌اش قبض جریمه من الصاق شده بود! به اطرافم نگاهی انداختم دیدم قبض جریمه اتومبیلی كه قبلاً آن را جریمه كرده بودم زیر برف پاكنش نیست. بله درست حدس زدید، طرف خیال می‌كرد ما هلو تشریف داریم! بنده كه تا آن زمان از كد سكته آور 1146 به علت همان دلسوزی‌ها استفاده نكرده بودم، این بار چنان استفاده كردم كه بیا و ببین! پشت قبض هم با خط درشت نوشتم این قبض متعلق به خودتان می‌باشد!

كد 1077

عنوان: استفاده از تلفن همراه و وسایل ارتباطی مشابه در حین رانندگی

توضیحات: وای امان از دست این تلفن همراه. ما هر چی می‌كشیم از همین تلفن همراه می‌كشیم! هر جا ترافیكی، سد معبری، تصادفی، چیزی اتفاق می‌افتاد دلیل اكثر آنها همین وسیله كوچك و دوست داشتی بود. رانندگان اگر از خیر هر چیزی می‌گذشتند (البته به زور ما و قبوض جریمه، نه داوطلبانه!) از خیر این یكی نمی‌توانستند بگذرند. حال این نكته جالب است كه بعضی‌ها با یك دست با تلفن همراه حرف می‌زدند و با دست دیگر مشغول كار دیگری می‌شدند. در نتیجه معلوم نبود با چه چیزی دارند رانندگی می‌كنند!

كد 1078

عنوان: خوردن، آشامیدن و استعمال دخانیت و پرتاب و یا ریختن ضایعات، اشیاء، آب دهان و بینی در هنگام رانندگی

توضیحات: چیزی كه عیان است چه حاجت به بیان است! البته ذكر این نكته لازم است كه استفاده از این كد زیاد توصیه نمی‌شد. چرا؟ چون بحث و بررسی و تحقیق و تفحص آن بعد از نوشتن قبض جریمه بالاتر از سایر موارد بود، در نتیجه هنگامی كه سرمان درد می‌كرد و یا در هنگام خنثی كردن اذیت و آزار رانندگان و راكبان خاطی از آن استفاده می‌كردیم. از قدیم گفته‌اند: «هر كی خربزه می‌خوره و پوستشو میندازه تو خیابون باید پای لرزش هم بشینه!»

در مورد استعمال دخانیات باید عرض كنم كه چون بنده مرد شماره یك در مبارزه با استعمال دخانیات بودم، نزد رانندگانی كه پشت چراغ قرمز ایستاده بودند و سیگاری را بر لب داشتند و هی پُك می‌زدند تا ثانیه به ثانیه از عمرشان بكاهند، می‌رفتم و می‌گفتم: «می‌دونستید سیگار كشیدن در حین رانندگی هفت هزار تومن جریمه داره؟» اكثرشان از تعجب شاخ در می‌آوردند، بعضی‌ها هم این حرف را به شوخی می‌گرفتند، ولی بقیه می‌گفتند: «چشم جناب سروان، الان خاموشش می‌كنم.» سپس ته سیگار را از پنجره اتومبیلشان به بیرون پرت می‌كردند. بعد دوباره با نگاهی معنی دار بهشان می‌گفتم: «انداختن زباله در خیابان هم هفت هزار تومن جریمه داره، پس میشه چهارده هزار تومن!» البته این‌ها همه‌اش در حد شوخی بود وگرنه اگر می‌خواستیم جدی عمل كنیم كه دیگر هیچ سیگاری در پشت رُل اجازه خودنمایی پیدا نمی‌كرد.

كد 1089

عنوان: توقف دوبله در معابر

توضیحات: رانندگان خیلی زرنگ‌تر از این حرف‌ها بودند! چرا؟ برای اینكه بیشتر اوقات سوبله (سه تا كنار هم) و چوبله (چهار تا كنار هم) توقف می‌كردند تا دوبله! اصلاً پارك دوبله در معابر یك چیز عادی بود، تا جایی كه اگر در خیابانی پارك دوبله‌ای نمی‌دیدیم باید بر سلامت چشمانمان شك می‌كردیم! حالا اگر سوبله یا حتی چوبله می‌دیدیم شاید كمی برایمان غیر عادی می‌آمد ولی باز نمی‌توانستیم كاری بكنیم چون توقف دوبله ممنوع بود نه توقف سوبله و چوبله! در نتیجه پیشنهاد می‌كنم به عنوان این كد توقف سوبله و چوبله در معابر نیز اضافه شود تا این خلاء قانونی بر طرف گردد.

كد 1090

عنوان: ورود وسایل نقلیه غیر مجاز به محدوده طرح ترافیك

توضیحات: ما دو نوع طرح داشتیم. یكی طرح فرد و زوج و دیگری طرح ترافیك. طرح فرد و زوج همان طور كه از اسمش پیداست بدین شكل اجرا می‌شد كه در روزهای زوج اتومبیل‌هایی كه پلاكشان زوج بود و در روزهای فرد اتومبیل‌هایی كه پلاكشان فرد بود اجازة تردد داشتند. مهمترین روش برای فرار از دست این طرح ارائه برگه سرویس مدارس بود كه بعد از مدت كوتاهی گسترش فزاینده‌ای گرفت به طوری كه حتی اتومبیل‌های گران قیمتی چون ماكسیما نیز برای عبور از سد این طرح، برگه سرویس مدرسه به ما ارائه می‌دادند!

در طرح ترافیك كه زیر مجموعة طرح فرد و زوج هست به غیر از اتومبیل‌های عمومی فقط اتومبیل‌هایی حق عبور داشتند كه هلوگرام مربوط به این طرح را روی شیشه اتومبیل خود نصب می‌كردند. این هلوگرام‌ها را ابتدا شهرداری بعد از گرفتن مبلغ بسیار ناچیزی كه فقط بعضی‌ها قادر به پرداخت آن بودند به وسیله نقلیه شخصی می‌داد. ولی بعضاً این هلوگرام‌ها در وسط بازار با قیمت‌های بسیار نازلتری (سه تا صد تومن!) توسط دستفروشان محترم به فروش می‌رسید! البته راه‌های دیگری برای فرار از این طرح وجود داشت و آن استفاده از كارت‌های خبرنگاری بود كه عمه من نیز می‌توانست آن را به راحتی تهیه كند، چه برسد به مردم خلاق و مبتكر ما كه كافی بود خودشان اراده كنند و با اندكی آشنایی با برنامه‌هایی مثل فتوشاپ كارتی بسازند كه خود روزنامه یا مجله مورد نظر دهانش از حیرت باز بماند! گرچه بعد از بالا رفتن پِخِمان دیگر هیچكدام از این حناها برای ما رنگی نداشت ولی خُب برای افسرانی كه تازه راه افتاده بودند و هنوز مثل ما راه و چاه را یاد نگرفته بودند این حناها به نوعی قابل استفاده بود!



ارسال توسط فرهاد ناجي

نظر به اينكه رئيس سازمان بهزيستي كشور خطاب به مديران بهزيستي گفته است كه در زمينه اشتغال به آمارها آب نبنديد، اينجانب پيشنهاد مي‌كنم مسئولان اين سازمان براي جلوگيري از اصراف بيش از اندازه آب، به جاي آب بستن به آمار اشتغال، در آن را گل بگيرند!

نظر به اينكه ايران از نظر فرار مغزها در صدر کشورهاي جهان قرار دارد و طبق آمار صندوق بين المللي پول، سالانه بين 150 تا 180 هزار نفر از ايرانيان تحصيل کرده براي خروج از ايران اقدام مي‌کنند، اينجانب پيشنهاد مي‌كنم مسئولان براي جلوگيري از فرار مغزها اين مغزها را به دقت شستشو داده  سپس بسته بندي  كرده و داخل فريزر در دماي منهاي 20 درجه نگه دارند تا اين مغزها نتوانند فعال شده و فرار را به قرار ترجيح دهند!

نظر به اينكه در خبرها آمده بود كه ورزشگاه نیروی زمینی تهران ، یکی از استثنایی ترین ورزشگاه های فوتبال در تمام دنیاست چون درست در امتداد باند فرود فرودگاه مهرآباد قرار دارد و هر 5 دقیقه یکبار هواپیمایی از فاصل 50 متری زمین ، روی باند فرودگاه می نشیند به طوري كه بازیکنان می‌توانند با توپ فوتبال هواپیما شکار کنند، اينجانب پيشنهاد مي‌كنم در تمامي مرزهاي كشور زمين‌هاي فوتبال داير شود تا بتوان با توپ فوتبال تمامي هواپيماهاي بدون سرنشين آمريكايي را شكار كرد!

نظر به اينكه پرس تی وی از ارسال پارازيت توسط تکنيسين‌هاي انگليسي در بحرين روي سيگنال شبکه‌هاي صدا و سيماي ايران در ماهواره هاتبرد خبر داده است، اينجانب پيشنهاد مي‌كنم مسئولان انگليسي اين تكنسين‌ها را درست آموزش دهند چون شاهدان عيني متفقل القول هستند كه اين پارازيت‌ها روي كانال‌هاي خودشان مثل بي‌بي‌سي و صداي آمريكا تاثير مي‌گذارد نه كانال‌هاي ايران!

نظر به اينكه ايسنا اعلام كرده است كه رژيم كره شمالي به شناسايي، دستگيري و مجازات افرادي كه در مراسم فوت كيم‌ جونگ ايل، رهبر سابق اين كشور سوگواري نكرده‌اند، مبادرت ورزيده و جريمه‌اي برابر با شش‌ماه كار اجباري تعيين كرده است، اينجانب پيشنهاد مي‌كنم دولت كره شمالي به اين افراد فرصت دهد اظهار ندامت كرده و در مراسم سالگرد با غش و ضعف در مراسم، سنگ تمام بگذارند و خودشان را وسط جمعيت قيمه قيمه كرده بدين ترتيب جبران مافات نمايند!

نظر به اينكه پلیس نظارت بر اماکن دستور جمع آوری عروسک‌های باربی از مغازه‌ها را صادر و اعلام کرده است كه منبعد فروش این عروسک ممنوع است، اينجانب پيشنهاد مي‌كنم براي جلوگيري از جمع آوري عروسك‌هاي دارا و سارا در آينده و پيشگيري از مشكلات غير قابل پيشبيني ديگر، من‌بعد در تمام جعبه‌هاي اين عروسك‌ها شناسنامه پدر و مادرشان نيز قرار داده شود تا سند خواهري و برادري‌شان مستند باشد و كسي را دچار شك و ترديد نسبت به اين موضوع نكند!

نظر به اينكه رئیس دولت گفته است كه ساختن كشور در گرو گذشت از منافع شخصی است، اينجانب پيشنهاد مي‌كنم ايشان دقيقتر بيان كنند كه منظورشان از گذشت، گذشت مردم از اختلاس سه هزار ميليارديست يا گذشت مردم از پول نفت است يا اصلاً نه، موارد ديگر اينچنيني هست كه قرار است به زودي اعلام شوند!

نظر به اينكه دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور گفته است كه امروز در عرصه جهانی به راهکارهایی مانند گفتمان نیاز داریم و با فیلترینگ نمی‌توان فضا را اداره کرد، اينجانب پيشنهاد مي‌كنم ايشان حرفشان را پس بگيرد چون كافيست يك بار گفتمان را در يك كتابخانه پياده كنند تا ببيند صحبت و گفتمان چه طور داد بقيه افراد حاضر در كتابخانه را در مي‌آورد و باعث هرج و مرج و حتي آشوب مي‌شود!

نظر به اينكه در خبرها آمده بود كه بچه‌اي با جنيني در شكمش متولد شده است، اينجانب پيشنهاد مي‌كنم به اين كودك متولد شده نشان شجاعت و به جنين داخل شكم وي نشان لياقت بدهند چون مشخص است كه جنين مذكور با اين كار خواسته است كه به صورت داوطلبانه از گرفتن یارانه‌ها انصراف دهد و كودك متولد شده نيز به این حرکت ملی کمک کرده و قل دوم را بلعیده است!

نظر به اينكه دبیر شورای عالی ترافیک گفته است كه ازدحام مردم در ایستگاههای مترو به حدی است که باید با استخدام یکسری افراد" هل بده" مسافران وارد واگنها شوند، در غیر این صورت امکان بسته شدن درها وجود ندارد،اينجانب ضمن استقبال از اين ايده در راستاي ايجاد دو و نيم ميليون شغل،پيشنهاد مي‌كنم براي اين امر خطير، از مهندسين بيكار جهت تعيين ميزان فشار لازم براي هل دادن مسافران به داخل مترو استفاده شود!



ارسال توسط فرهاد ناجي

يك راننده كاميون: ديشب خواب ديدم باري را از بندرعباس تحويل گرفته و همراه با بارنامه مرتبط با آن كه براي كشور عراق صادر شده بود به سمت مقصد حركت نمودم. در بين راه صاحب بار با بنده تماس گرفت و گفت كه در شهر مجاور توقف كنم و بار را به كاميون ديگري تحويل دهم و سپس كاميون خالي را به مقصد عراق ببرم. بنده در ابتدا شاكي شدم ولي با توجه به اينكه كل دستمزد مربوطه را يكجا و در همان ابتدا دريافت كرده بودم و قول پاداش هم گرفته بودم قبول نمودم كه اين كار را انجام دهم. با اينكه يادم نيست بار كاميونم چه بوده ولي يادم هست كه كل كاميون بوي بسيار بد و تندي گرفته بود. به نظر شما اين خواب بنده چه تعبيري مي‌تواند داشته باشد؟

اينجانب: راننده عزيز، با توجه به مواردي كه شرح داديد بنده بدون آنكه در خواب شما حضور فيزيكي داشته باشم مي‌توانم با قاطعيت به شما اعلام كنم كه بار كاميونتان سير بوده است. چون واردات سير به كشور ممنوع شده است، بازرگانان از اين شيوه براي واردات سير استفاده مي‌كنند. به شما توصيه مي‌كنم منبعد حواستان به باري كه به عراق مي‌بريد باشد و اگر بوي تند سير را استشمام كرديد از صاحب بار هزينه‌اي اضافه‌تر بابت بوي بد سير به عنوان پول چايي بچه‌ها طلب نماييد و اگر تمكن مالي لازم را داريد خودتان دست به كار شويد و به همين شكل سير وارد كنيد چون قيمت سيري كه از چين وارد مي‌شود نسبت به قيمت آن در بازار داخلي تومني سنار توفير دارد.

 

يك كارگر ساده: با اينكه در نوروز امسال به همراه خانواده هيچ جايي نرفتيم و دربست در خانه نشسته بوديم و تلويزيون ملي تماشا مي‌كرديم، ولي ديروز خواب ديدم كه تعطيلات عيد تمام شده است و در اولين روز كاري كه در محل كارم حاضر شده‌ بودم تمام همكاران از من مي‌پرسيدند سفر خوش گذشت؟ بنده هم مي‌گفتم كدام سفر، كدام كشك؟ آخرسر متوجه شدم كه هيچ كدام از همكاران بنده به مسافرت نرفتند ولي در روز اول دارند اين سئوال را از هم مي‌كنند. به نظر شما علت ديدن اين خواب چه مي‌تواند باشد؟

اينجانب: كارگر عزيز، بر طبق آمار سازمان گردشگري امسال با توجه به رشد 27.9 درصدي سفر نوروزي در كشور و با توجه به آمار تعداد 160 ميليون سفر در عيد نوروز سال 90 مي‌توان نتيجه گرفت كه امسال بيش از 210 ميليون سفر انجام گرفته است و اگر اين عدد را به جمعيت كشور تقسيم نماييم حدود سه سفر به ازاي هر نفر مي‌رسد. حال اگر به طور ميانگين خانواده شما را 5 نفره در نظر بگيريم كه فرضا با يك اتومبيل به سفر رفته باشيد مي‌شود 15 سفر به ازاي هر خانواده. پس به طور ميانگين بر اساس آمار موجود شما در تعطيلات نوروزي به همراه خانواده خود 15 بار سفر نموديد. اين رقم يك سفر يا دو سفر نبوده است كه حال فرض كنيم شما يا خانواده‌تان فراموش كرده باشيد و يا سفرهايي كه رفته‌ايد را يادتان نيايد. پس نمي‌توان به صحبت‌هاي شما استناد كرد كه به سفري نرفته‌ايد. شما حدودا 15 سفر در ايام نوروز به همراه خانواده انجام داده‌ايد حال اگر يادتان نمي‌آيد و يا خودتان را زده‌ايد به كوچه علي چپ كه ديگر مشكل بنده و همكاران شما نيست. بهتر است با مسئولان همكاري‌هاي لازم را انجام داده و هر چه زودتر به سفرهايي كه رفته‌ايد اعتراف نماييد.

 

يك شهروند عادي: چند شب پيش خواب ديدم كه سكه‌اي در دست دارم كه روي آن عدد 500000 به صورت دايره وار حك شده است. به نظر شما اين خواب بنده نشان دهنده چيست؟ آيا نشان دهنده اين موضوع نيست كه پول زياد‌ي به دستم مي‌رسد يا وضع مالي من بهتر مي‌شود؟

اينجانب: شهروند گرامي، بله مسلماً نشان دهنده اين موضوع نيست! در نيمسال اول امسال قرار است سكه ده هزار ريالي هم وارد بازار شود پس به زودي شاهد سكه‌هاي بيست هزار و پنجاه هزار و صدهزار و پانصد هزار ريالي نيز خواهيم بود. با توجه به اين موضوع كه تعداد صفرهاي پانصد هزار ريالي شش عدد است،براي جاي دادنش به صورت افقي روي يك سكه بايد سكه بسيار بزرگي تهيه نمود كه مطمئناً حمل آن در جيب دردسرساز خواهد شد. انشااله عدد مذكور را بر اساس خواب شما به صورت دايره وار و در سايز كوچكتري روي سكه‌ها حك خواهند كرد تا سكه‌هاي پانصد هزار ريالي به راحتي در جيب جاي بگيرند. در ضمن بر اساس اين راهكار براي ضرب سكه‌هاي بعدي مثل يك ميليون ريالي و ده ميليون ريالي دچار مشكل نخواهيم شد.



ارسال توسط فرهاد ناجي

كُدهای چندگانه

در اينجا منتخبی از كدهای چندگانه جریمه و توضیحات لازم برای هر كدام را می‌نویسم. امید است كه با دانستن این كدها فرهنگ رانندگی هر روز بدتر از دیروز نشود!

كد 1014

عنوان: سوار كردن سرنشین اضافه به ظرفیت مجاز در وسایل نقلیه

توضیحات: كدام سرنشین اضافه؟ اصلاً مگر كسی سرنشین اضافه سوار می‌كند؟ به حق چیزهای ندیده و نشنیده! موتورسیكلت‌ها فوقش شش تَرك سوار كنند، اتومبیل‌ها هم فوقش ده تَرك، اتوبوس‌ها هم كه تا آخرین حدشان مسافر می‌چپانند. پس دیگر جایی برای مسافران اضافه باقی نمی‌ماند! فقط می‌ماند مترو كه خوشبختانه از همه موارد ذكر شده خلوت‌تر است! با این حال نمی‌دانم چرا هر وقت از مترو پیاده می‌شوم یاد انارهای آبلمبو شده می‌افتم!

كد 1015 و كد 1124

عناوین: عدم توجه به اخطار و تذكر پلیس راهنما / عدم توجه به فرمان ایست و حركت پلیس راهنما

توضیحات: ما از این دو كد استفاده چندانی نمی‌كردیم، چون اگر قرار بود از این كدها استفاده كنیم باید به جای روزی دو بسته، روزی یك كارتن جریمه می‌نوشتیم! چرا؟ چون اكثر خودروهای بالای بیست میلیون به علت ضعف در حس شنوایی و كم سویی در حس بینایی، هیچ وقت نه صدای سوت افسر را می‌شنیدند و نه آدم به آن گندگی را وسط چهارراه یا كنار اتوبان مشاهده می‌كردند! البته یك وقت فكر نكنید كه از قصد ما را نمی‌دیدند و صدای سوت را نمی‌شنیدند. نه، اصلاً چنین چیزی صحت ندارد، همه‌اش كذب محض است. من خودم همین جا تمام این موارد را تكذیب می‌كنم! البته در مورد خودروهای زیر بیست میلیون قضیه كمی فرق می‌كرد چون اكثراً مجبور بودند بایستند و به بحث و بررسی و مباحثه و مشاعره در مورد بچه‌ای كه در بیمارستان بستری شده است، بپردازند تا ما دلمان بسوزد و بی خیال‌شان شویم! حال اگر قرار بود ما همیشه با این چیزها بی‌خیال بشویم كه نمی‌شد. چرا نمی‌شد؟ برای اینكه رئسای ما بی‌خیال ما نمی‌شدند!

كد 1016

عنوان: باز گذاشتن درب صندوق عقب وسیله نقلیه در حال حركت یا نصب پرده یا كركره و یا هر چیز دیگری كه مانع دید عقب وسیله نقلیه شود

توضیحات: اول اینكه فارسی را پاس بداریم. ننویسیم درب، بنویسیم در! دوم اینكه مسلماً باری كه به زور در صندوق عقب اتومبیل شخصی جا می‌شود، با محاسبه هزار تومان جریمه نیز بسیار با صرفه‌تر از كرایه كردن وانت برای حمل همان بار می‌باشد! پس ببینید چقدر به فكر شما هستند كه بتوانید با خیال راحت و آسودگی خاطر بارهایی را كه می‌بایست با وانت حمل كنید به هر شكل ممكن در صندوق عقب خودرو خودتان بچپانید!

در مورد عدم استفاده از پرده كركره و موارد این چنینی نیز باید بگویم كه این كارها برای كور كردن محتوای درون خودروها به كار می‌رود و به این علت كه معلوم نیست پشت پرده چه كارهایی می‌كنند، ممنوع شده است. ولی خوشبختانه باز همان قضیه ای كه چند لحظه پیش گفتم صادق است. یعنی هزار تومان ناقابل به این كار می‌ارزد، چون هزینه اجارة یك اتاق خالی بسیار گران تمام می‌شود!

كد 1017

عنوان: راندن دوچرخه در حال رها كردن فرمان

توضیحات: شما كه می‌خواهید جَنگولك بازی در بیاورید چرا كار غیر قانونی می‌كنید. همان طور كه ملاحظه می‌كنید راندن دوچرخه در حال رها كردن فرمان جرم محسوب می‌شود. چی، دلتان می‌خواهد از این جَنگولك بازی‌ها در بیاورید؟! خُب اشكالی ندارد، انجام دهید ولی راه‌های دیگری نیز برای ارضای این حس شما وجود دارد. چه راهی؟ كافی است به جای رها كردن دست، چشمهایتان را ببندید! این كه دیگر منع قانونی ندارد!

كد 1019

عنوان: استنكاف از قبول مسافر یا نرساندن مسافر به مقصد توسط رانندگان وسایل نقلیه همگانی

توضیحات: ده نوزده كدی است بی ربط كه در قبوض جریمه كاربرد چندانی ندارد ولی مصارف آن به شكل دیگری دیده می‌شود. واژه یا عبارت ده نوزده متعارف با پول چایی بچه‌ها و زیر جیبی است كه معمولاً با رضایت كامل بین دو طرف رد و بدل می‌شود. ده نوزده دو حالت دارد كه یكی مجاز است و دیگری غیر مجاز. البته ما را از هر نوع آن منع می‌كردند ولی خُب اگر از نوع غیر مجازش می‌گذشتیم از نوع مجازش نمی‌توانستیم بگذریم! نوع غیر مجاز را كه همه می‌دانند و احتیاج به گفتن نیست. ولی نوع مجازش بیشتر مربوط به دهان، معده و روده می‌شد! الان می‌گویید چه ربطی به شقایق دارد. صبر كنید الان عرض می‌كنم. شما خودتان را بگذارید جای یك افسر وظیفه‌ای كه هشت ساعت یا دوازده ساعت (گاهی اوقات هم هجده ساعت!) سر پا در مرداد ماه و در یك اتوبان بی آب و علف ایستاده است و نه چیزی برای خوردن دارد، نه چیزی برای نوشیدن. بابا شتر هم باشد صدایش در می‌آید! البته ببخشید، یادم رفت بگویم بلانسبت شتر! در این میان بعضی از مردم محترم كه جگرشان عین جگركی سر كوچه كباب می‌شد به ما آبی، نوشابه‌ای، ساندیسی، كوفتی، زهر ماری، زهر هَلاهِلی و خلاصه هر چیزی كه دستشان بود، می‌دادند. از قدیم گفته‌اند: «آدم اگه تشنش باشه زهر هَلاهِل هم بذاری جلوش سر می‌كِشه!» این شده بود مصداق ما.

كد 1020 و كد 1127 و كد 1131

عناوین: آویزان شدن از وسیله نقلیه در حال حركت / حركت به طور مارپیچ / تجاوز از سرعت مجاز

توضیحات: مطمئناً رانندگان ما مخصوصاً جوانان غیور ما از این كارها نمی‌كنند. اگر هم خدای نكرده این حركات را مشاهده كردید مطمئن باشید از عوامل استكبار جهانی هستند كه می‌خواهند چهره شهر را مخدوش نمایند!

كد 1033 و كد 1043

عناوین: عدم استفاده از كلاه ایمنی توسط راكب و سرنشین موتورسیكلت در حین رانندگی / عدم استفاده از كمربند ایمنی توسط سرنشینان ردیف جلو در حین رانندگی

توضیحات: كد 1033 مهمترین و پر مصرف‌ترین كد جریمه برای راكبان موتورسیكلت‌ها به شمار می‌رود. البته این كد گاهی اوقات نصیب رانندگان خودروها نیز می‌شود! چرا؟ چرا ندارد، یك اشتباه كتبی كوچك كافیست كه كد عدم نگذاشتن كلاه ایمنی نصیب یك راننده خودرو گردد. چطور؟ چطور ندارد، كافیست به جای 33 بنویسیم 43، به همین راحتی. البته عكس مطلب نیز صادق است. برای اینكه می‌توان عدم نبستن كمربند ایمنی را به یك راكب موتورسیكلت نسبت داد! بالاخره مغز هر آدمی ممكن است گاهی اوقات مثل كامپیوتر (نه ببخشید رایانه) هنگ كند. آن هم در شرایط دشواری كه قبلاً نمونه‌هایی از آن را برایتان شرح دادم.



ارسال توسط فرهاد ناجي
 
تاريخ : سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391
ارسال توسط فرهاد ناجي