اصولاً جوانان مخترع و صاحبذوق و استعداد ايراني نه تنها هر روز چيزهاي خوب و مفيد اختراع و اكتشاف و ابداع ميكنند، بلكه در فاز دوم تلاشهايشان رفتهاند سراغ مفيد كردن چيزهاي مضر و بدآموزيدار تا جهانيان متوجه شوند قدرت up to date كردن جوانان ما چقدر بالاست.
اين هم آخرين خبر از به ثمر رسيدن دستاوردهاي يك جوان ملكاني در همين راستاهاي فوق:
خبرگزاري بسيج : شاهین زوارقی از مبتکرین و مخترعین بسیجی در دانشگاه علمی کاربردی مراغه موفق به کشف داروی گیاهی با عنوان "اکستازی اسلامی "شد. این دارو که بدلیل شادی آور بودن اکستازی اسلامی نامیده می شود ، حدود 3 سال بر روی 80 نفر از دانشجویان داوطلب امتحان شده است . "اکستازی اسلامی" جهت جلوگیری از انسداد رگهای قلبی می باشد که از عصاره 6 گیاه از جمله گیاه آمگا ،عصاره بید مشک و عصاره گیاه نعناع بدست آمده و به صورت نوشیدنی می باشد .این دارو برای اولین بار در جهان بصورت گیاهی تهیه شده و بصورت شیمیایی نمی باشد که برای کبد عوارض جانبی داشته باشد و لیکن این داروی گیاهی هیچگونه عوارض جانبی ندارد.
منبع : سايت گل آقا
جوابيه اينجانب نسبت به اين خبر :
پسر عمو : سلام دختر عمو
دختر عمو : سلام پسر عمو
پسر عمو : چطوري دختر عمو
دختر عمو : خوبم پسر عمو
پسر عمو : با اين همه اسباب بازي كه داري بايدم خوب باشي دختر عمو
دختر عمو : دلت خوشه ها ، اينا كه هيچ كدوم به درد آيندم نمي خوره پسر عمو
پسر عمو : جووناي مملكت به فكر آيندتم هستن دختر عمو
دختر عمو : مثلاً چطوري پسر عمو ؟
پسر عمو : مثلاً همين قرص هاي اكستازي اسلامي كه زحمت كشيدن و واسه من و تو درست كردن تا آيندمون تامين باشه دختر عمو
دختر عمو : خوب اين قرصا كه قبلاً هم بود پسر عمو
پسر عمو : نه اين يكي با اوناي ديگه فرق ميكنه دختر عمو
دختر عمو : چه فرقي ميكنه پسر عمو ؟
پسر عمو : اين قرصا بر خلاف قرصاي شادي آور قبلي شيميايي نيستن ، از گياهان مختلف درست شدن دختر عمو
دختر عمو : پس يعني عوارض جانبي واسه كبد نداره پسر عمو ؟
پسر عمو : نه تنها عوارض نداره ، بلكه از انسداد رگهاي قلبي هم جلوگيري ميكنه دختر عمو
دختر عمو : آخيش ، خيالم راحت شد ، پس آيندم تأمينه تأمينه پسر عمو
پسر عمو : آره ، تا منو و اين جووناي مخترع و مكتشف مملكت رو داري غم آينده رو نداشته باش دختر عمو !
امروز مطلبي را در وبلاگي به نام http://kamalifamily.blogfa.com ديدم كه برايم جالب و تعجب برانگيز بود . افراد زيادي هم چه درست و چه نادرست جواب هاي لازم را به نويسنده اين وبلاگ داده اند . من هم لازم ديدم چند خطي در مورد اين مطلب نظرم را بدهم . در ذيل عين مطلب را مي نويسم :
« يك آزمايش ساده براي خواهران و بانوان گرامي :
اول از همه يك مانتوي كوتاه و يك روسري كوچك را به تن كنيد و سپس جلوي آينه بايستيد و با چشم دل به خود بنگريد .
سپس با يك چادر مشكي همين آزمايش را تكرار كنيد .
خوب ،
كدام بهتر است ؟ مثل حيوان زندگي كردن و بدحجاب بودن يا منور شدن به نور حجاب و چون شاخه گل ياسي از مرغزار عفت بودن ؟
مي بينيد كه به سادگي و از طريق علمي مي توان فهميد چرا چادر حجاب برتر است .
و .... »
اين آدم كه احتمالاً طبقه هفتم بهشت را از الان براي خودش رزرو كرده است در اين كامنت افراد غير چادري را حيوان خطاب مي كند ! سپس اين آزمايش را يك آزمايش علمي معرفي مي كند ! جالب است كه ايشان در ادامه مطلبش از منظق هم صحبت و اين آزمايش را يك استدلال منطقي قلمداد مي كند ! شما خودتان قضاوت كنيد كه ايشان در چه سطحي از سواد و آگاهي به سر مي برد ؟! مشكل اصلي مملكت ما ناآگاهيست و متأسفانه خيلي از اين افراد در رأس كارها نيز قرار مي گيرند ! بعد مي گوييم چرا مملكت ما آن طور كه بايد و شايد پيشرفت نمي كند ، چرا جوانان ما دين گريز شده اند و خيلي چرا هاي ديگر ! جواب تمامي اين سوالات فقط در ناآگاهي مردم ماست و بس . ( يك وقت سواد را با آگاهي يكي نكنيد چون آگاهي به مدرك و دانشگاه هيچ ربطي ندارد ، داشتن آگاهي مقوله ايست كاملاً جدا )
در سال 1938 میلادی، ویلهلم کونیگ(Wilhelm Konig)، باستانشناس آلمانی که ادارهی موزهی ملی عراق را برعهده داشت، به هنگام کاوش در یکی از روستاهای نزدیک بغداد، به کوزهای سفالی به بلندی 13 سانتیمتر برخورد که استوانهای مسی در خود داشت و آن استوانه نیز میلهای آهنی را در برگرفته بود. بررسیها از وجود مادهای اسیدی، مانند سرکه، و نیز خوردگی شیمیایی در آن ظرف سفالی خبر دادند.
از آغاز قرن بیستم، باستانشناسان زیادی جاهای باستانی میانرودان را درپی سندهایی برای داستانهای کتاب مقدس، مانند درخت دانش و طوفان نوح، کندو کاو کرده بودند. اما کونیگ زمان خود را برای پیدا کردن این گونه چیزها صرف نمیکرد. او بر این باور بود که یک باتری باستانی را پیدا کرده و باید برای شناساندن آن به جهانیان و اثبات ادعای خود کوشش کند. بهراستی، کوزهای سفالی که استوانهای از مس درون آن جای دارد و درب آن با آسفالت(قیر و شن) بسته شده و به درب نیز میلهای آهنی متصل است، چه شباهتی به پیل ولتا دارد!
پیش از کونیگ، باستانشناسان دیگری نیز قطعههای شکستهای از این کوزههای رازآمیز را پیدا کرده بودند. با وجود این، تنها او بود که به اهمیت آنها پی برد و در کشفهای دیگر خود تعداد بیشتری از آنها پیدا کرد. بررسیها نشان داد که پیشینهی این باتریها به نزدیک 2 هزار سال پیش باز میگردد؛ یعنی زمانی که اشکانیان(پارتها) بر میانرودان فرمانروایی میکردند. اشکانیان سومین سلسله از شاهان بزرگ ایران بودند که از 248 سال پیش از میلاد تا 224 سال پس از میلاد، امپراتوری شکوهمندی در خاور زمین بر پا کرده بودند.
طرحی از ساختمان باتری پارتی
انتشار مقالهی کونیگ در سال 1940، شگفتی باستانشناسان و جهانیان را برانگیخت و ایرانیان دو دهه پس از نخستین گزارش کونیگ، یعنی نزدیک 40 سال پیش، برای نخستین بار از این دستاورد تمدنی خود آگاه شدند. البته، به زودی آن را به فراموشی سپردند و در حالی که پژوهشگران هنوز هم پیرامون باتریهای اشکانی پژوهش میکنند، شاید بتوان گفت مگر شمار اندکی از ایرانیان همگی از آن ناآگاه هستند و گاهی نیز از پذیرش آن سرباز میزنند. به هر حال، ایرانیان همیشه شگفتیساز بودهاند و این هم نمونهای از همین ویژگی آنان است!
جنگ جهانی دوم از ادامهی پژوهشها روی باتریهای ایرانی جلوگیری کرد، اما پس از آن که ویرانسازی فروکش کرد و آبادانی بار دیگر رونق گرفت، ویلارد گری(Willard F. M. Gray) از آزمایشگاه ولتاژ بالای شرکت جنرال الکتریک در ماساچوست، چند نمونه از این باتریها ساخت. زمانی که آنها را با الکترولیتی مانند شیرهی انگور(سرکه) پر کرد، آن دستگاهها حدود 2 ولت برق تولید کردند. این آزمایش بر شگفتی پژوهشگران و باستانشناسان افزود، چرا که دستگاهی پس از 2 هزار سال، هنوز کار میکند.
نمونهی بازسازی شده باتری پارتی
کاربردهای باتری پارتی
به راستی چگونه اشکانیان در آن زمان به مفاهیم پایهی الکتریسیته دست پیدا کرده بودند؟ برخی بر این باورند که آنان چنین دانشی نداشتند، زیرا بسیار از نوآوریها پیش از درک مفاهیم پایهای که آن نوآوریها بر آنها استوار بودند، به دست آمدهاند. برای مثال، چینیها مدتها پیش از آنکه اصول سوختن به درستی روشن شود، باروت ساخته بودند و از آن بهره میگرفتند. کشف داروهای گیاهی کهن نیز شاهد خوبی بر این ادعاست. همیشه نیاز نیست بدانید چیزی چگونه و چرا کار میکند، فقط میدانید که کار میکند.
در این که باتریهای پارتی الکتریسیته تولید میکنند، شکی نیست، چرا که دانشجویان زیادی در دانشگاههای گوناگون نمونههایی از آن ساختهاند و برق تولید کردهاند. اما اشکانیان از این دستگاه برای چه کاری بهره میگرفتند؟ این دستگاه بسته به نوع محلول الکترولیت، بین 0.8 تا 2 ولت برق تولید میکند. تولید برق به دو فلز با پتانسیل الکتریکی متفاوت و محلول دارای یون، به نام الکترولیت، نیاز دارد و همهی اینها در این باتریها وجود دارد. با بستن چند باتری از این نوع به هم میتوان به ولتاژهای بالا دست پیدا کرد. اما هنوز سیمی پیدا نشده است که بتوان ثابت کرد که در آن زمان نیز چنین کاری انجام میشده است.
با وجود ابهامهای فراوان، که پژوهشهای آینده میتواند به روشن شدن آنها کمک کند، کاربردهای زیر برای باتریهای پارتی پیشنهاد شده است.
آبکاری
شاید باتریهای پارتی برای آبکاری یک فلز روی ظرفهای فلزی به کار میرفتهاند. نمونهای از این ظرفها در موزهی بغداد پیدا شده است که پیشینهی آنها نیز به همان دوران باتریها باز میگردد. آرن اگبریچ چند نمونه بازسازی شده از باتریها را به هم وصل کرد و با به کارگیری شیرهی انگور به عنوان الکترولیت توانست لایهی نازکی، حدود یک دههزارم میلیمتر، از نقره به سطح فلز دیگری بنشاند. با وجود این، پژوهشگران دیگر این نتیجه را نپذیرفتهاند چرا که خودشان نتوانستند به همین نتیجه برسند.
کاربرد پزشکی
برخی پیشنهاد کردهاند که از این باتریها در پزشکی بهره میگرفتند. یونانیان باستان از اثر تسکیندهندهی ماهی الکتریکی، هنگامی که روی کف پا گذاشته میشود، نوشتهاند. چینیها در آن زمان طب سوزنی را به وجود آورده بودند و طب سوزنی را همراه جریان الکتریکی به کار میگرفتند. همراه برخی از این باتریها نیز چیزهای سوزنی شکل پیدا شده است. اما این ولتاژ اندک برای تسکین درد واقعی بسیار ناچیز به نظر میرسد و به یاد داشته باشید که در آن زمان تسکیندهندههای نیرومندتری مانند شاهدانه، تریاک و شراب را میشناختند.
بتهای شوکدهنده
دکتر کراداک(Craddock) پیشنهاد کردهاست که تعدادی از این باتریها را به صورت موازی به هم میبستند و درون پیکرهای مقدس قرار میدادند. به نظر او هر فردی که به چنین پیکره دست بزند یک شوک الکتریکی بسیارضعیف اما قابل توجه دریافت میکند، چیزی شبیه الکتریسیتهی ساکن که گاهی شوک آن را تجربه میکنیم. او بر این باور است که در پرستشگاهها نوعی چشمبندی انجام میشد، به این صورت که از فرد مورد نظر پرسشی میپرسیدند و اگر او پاسخ نادرستی میگفت، پیکرهی مقدس را لمس میکرد و شوک الکتریکی دریافت میکرد. اما اگر پاسخ درست را میگفت، پرسشکننده باتریها را قطع میکرد و پاسخدهنده شوکی دریافت نمیکرد. به این ترتیب، نیروی فراطبیعی پیکره بر همگان روشن میشد.
این نظر با وجود جاذبهای که دارد، از ناآگاهی از این حقیقت خبر میدهد که مشرق زمین مدتها پیش از ساختن این باتریها، به دوران یکتاپرستی گاه نهاده بود. البته، شاید بتوان پذیرفت که از این باتریها، به همین شیوه که توضیح داده شد، برای تردستی و سرگرمی بهره میگرفتهاند. شاید هم ابزار دست جادوگران بوده است.
دزد گاهی انار میدزدد یا درخت چنار میدزدد
گاهی از روی نقشه دنیا خط نصفالنهار میدزدد
گاه پنهان ز چشم اهل نظر خم ابروی یار میدزدد
دزد، دزد است، کار او دزدی است برج را با منار میدزدد
گاه همدست با گرانیها سبد خانوار میدزدد
یا اگر دوستدار فرهنگ است سیم را از سه تار میدزدد
دزدها، هرکدام یک جورند یک نفر چوب دار میدزدد
یا که ضد وزارت نیرو است آب از سد لار میدزدد
دیگری مافیای نفت شده از یمین و یسار میدزدد
آخری هم ز فرط بیکاری آدم اهل کار میدزدد
الغرض، دزدها که هر جایند عاملان تورم، آنهایند
منبع : دوهفته نامه گل آقا شماره چهارم 6 تير 1387
روزنامه كيهان چهارشنبه 21 آذر 1358
* با دريافت اقساط 100 ماهه و بدون پيش پرداخت
آيت اله خسروشاهي : خانه نخريد ، همه را صاحب خانه مي كنيم !
* حذف بهره بانكي قطعي است !
روزنامه كيهان يكشنبه 9 دي 1358
* امام : روحانيون نبايد رئيس جمهور شوند !

چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟
چرا اگر به کسی بگید که در فضا 4 میلیارد ستاره وجود داره باورش میشه ولی اگر بهش بگید رنگ دیوار خیسه خودش با دست امتحان می کنه تا مطمئن بشه؟
چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی ، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟
چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟
آیا میشه زیر آب گریه کرد؟
تا حالا امتحان کردین ببینین میشه زیر آب جیغ زد؟
…………. !!!!!!!!
من تصميم دارم بخشي به نام استفتاء از مراجع را به اين وبلاگ اضافه كنم و جواب مراجع را به سوالات شرعي جالب كه شخصاً از طريق اينترنت ارسال نموده ام را براي شما دوستان عيناً بازگو كنم تا شما نيز اين جواب ها را خوانده و نظرات خود را در اين رابطه در بخش نظرات قرار دهيد . اكثر سوالات را براي 9 مرجع تقليد ارسال نموده ام . در زير به ترتيب اولويت پاسخ هاي داده شده ، جواب ها را مي خوانيم .
سوال :
به نام يگانه لايق پرستش
با سلام
در كتاب ها بارها و بارها خوانده ايم زكات بر ۹ چيز واجب است :
گندم ، جو ، خرما ، كشمش ،طلا ، نقره ، شتر ، گاو ، گوسفند
مي خواهم بدانم در زمان هاي قديم يعني حدود 1400 سال پيش غذاي اصلي مردم چه بوده است ؟ به چه كسي سرمايه دار گفته مي شد ؟ آيا غذاي اصلي مردم آن زمان يعني قشر اكثريت نان جو ، نان گندم ، خرما و كشمش نبود ؟ مگر داشتن شتر ، گاو و گوسفند زياد سرمايه به حساب نمي آمد و به كسي كه اين چيزها را زياد داشت سرمايه دار نمي گفتند ؟ مگر آن زمان به غير از اين موارد به علاوه طلا و نقره كالاي با ارزش آنچناني ديگري هم وجود داشت ؟ چرا حضرت علي (ع) در زمان خلافتش اسب را نيز جزء زكات به حساب آورد ؟ مگر فاصله دوران پيامبر اكرم (ص) و خلافت امام علي (ع) چند سال بود ؟ آيا اين به خاطر اين مسئله نبود كه در آن زمان اسب نيز جزء موارد سرمايه به حساب مي آمد ؟ در كتاب ها خوانده ايم مرجع تقليد بايد زنده باشد . چرا ؟ مگر اين نيست كه مرجع تقليد بتواند بر پايه اسلام و اصول اوليه احكام قوانين را با زمانه به روز كند ؟ من نمي گويم زكات را حذف كنيم ، خير . من مي گويم در زمان ما يعني حدود 1400 سال بعد از آن دوره آيا هنوز غذاي مردم ما نان جو ، كشمش و خرماست ؟! آيا كالاهاي سرمايه اي امروزه هنوز گاو و گوسفند و شتر است ؟! آيا كسي كه امروزه برج هاي آنچناني دارد يا ماشين آنچناني يا موارد ديگر كه امروزه سرمايه تلقي مي شوند ، دارد ، نبايد زكات بپردازد ولي يك روستايي با داشتن چند گوسفند يا گاو و يا شتر مي بايست زكات بپردازد ؟! آيا اين در دنياي امروزي منطقي است ؟ چرا مراجع تقليد نبايد اين موارد را در رساله هاي خود مد نظر قرار دهند ؟! چرا شما به غير از اين موارد نه گانه هيچ موردي را بر اساس زمانه اضافه نمي كنيد ؟ لطفاً جواب اين سوال آخر را خيلي روشن و شفاف براي اينجانب توضيح دهيد .
منتظر جواب شما هستم .
جواب از آية الله العظمي فاضل لنکراني :
بسمه تعالي
سلام عليکم
وجوب زکات بر موارد نه گانه از احکام تعبدي است و مجتهد نمي تواند تغيير در آنها ايجاد نمايد،
براساس بعضي از روايات، پيامبر اکبر(ص) زکات برغير از اين 9 مورد را عفو فرموده است و
وجهي ندارد که آنچه پيامبر عفو کردهاند ما بر خود لازم بدانيم ، و حضرت علي عليه السلام هم که در زمان خاص دستور فرمودند که براي اسب نيز زکات بدهند، حضرت علي عليه اللام نيز معصوم بودند و اين اختيار را داشتند که در موارد خاصي حکم زکات يا خمس را واجب کند، همان طوري که پيامبر از جانب خداوند اين اختيار را داشتند که حکم زکات در غير از 9 مورد را بر امت خود عفو کند، و لکن مراجع اين اختيار را ندارند که حکم را تغيير بدهد. بلکه وظيفه مراجع استنباط احکام از ادله يعني آيات وروايات ميباشد نه تغيير احکام.
البته زکات دادن از بقيه سرمايه مخصوصا سرمايه تجارت مستحب است نه واجب و اين به جهت تسهيل امر بربندگان مي باشد .
بخش پاسخ به سؤالات
جواب از آيت الله العظمی مکارم شيرازی :
بسم الله الرحمن الرحيم
:: با اهداء سلام و تحيت؛
جواب :
اوّلاً: زکات واجبات همان اقدام نه گاه است ولی در بقیه موارد هم زکات مستحب است .
ثانیاً: گر چه دایره زکات محدود است ولی خمس دایر وسیعی دارد و تمام آنچه که مازاد بر هزینه های سالانه انسان است را شامل می شود.
والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته
دفتر آيت الله العظمی مکارم شيرازی / بخش استفتاءات
دفاتر مراجع زير هيچ جوابي به اين سوال ندادند!
آیت الله العظمی سیّد روح الله الموسوی الخمینی
آیت الله العظمی سیّد علی حسینی خامنه ای
آیت الله العظمی حسین وحید خراسانی
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی
آیت الله العظمی سید علی حسینی سیستانی
آیت الله العظمی محمد تقی بهجت فومنی
متن زير را به نقل از سايت گل آقا مي خوانيم :
همانطور كه وعده داده بوديم، دوهفتهنامه گلآقا از پنجشنبه همين هفته، يعني 26 ارديبهشت مهمان خانههای شما خواهد بود، البته با ظاهري جديد و صد البته با همان اصول و خط مشي گلآقايي!
در خصوص اينكه اصلا چه شد كه اينطور شد، يعني ما را چه شد كه به فکر انتشار چنين نشریهای افتادیم، عجالتا توجهتان را به بخشي از مقدمه گلنسا كه در اولين شماره از دوهفتهنامه آمده جلب ميكنيم:
مؤسسه فرهنگي ـ هنري گلآقا همين حالا هم فعاليتهاي مختلفي در عرصه طنز (از جمله برگزاري جشنواره كمدي، ساخت انيميشن و...) انجام ميدهد كه ما حتي اگر يكي از آنها را هم انجام بدهيم، احتمالاً به وظيفه خودمان در قبال فرهنگ و هنر و طنز و پاسداشت نام گلآقا عمل كردهايم. اما واقعيت اين است كه احساس كرديم در اين دوران انتشار يك نشريه طنز آن هم به صورت هفتهنامه، نشد فعلاً دوهفتهنامه براي عموم مردم اگر كار واجبي نباشد، لازم است. دلمان ميخواهد گل لبخند را بار ديگر به چهره هموطنانمان بياوريم، با همان اصول و خطمشي گلآقا و صدالبته در قالب و شكلي نو مطابق با روزگار و زمان خود. هرچند كه اين روزها انجام همه اين كارها و انتشار يك نشريه طنز، علاوه بر مقداري بيعقلي، دستكمي از شكستن شاخ غول هم ندارد!...
از اينجا به بعدش بماند براي وقتي كه انشاءا... خودتان دوهفتهنامه را ابتياع فرمودید!
1. نام خانوادگی بجه هایتان تابع نام خانوادگی شما است.
2 .مدت زمان مکالمه ی تلفنی شما حد اکثر 30 ثانیه است.
3.برای یک مسافرت یک هفته ای تنها یک ساک کوچک دستی نیاز دارید.
۴.در تمام شیشه های مربا و ترشی را خودتان باز می کنید.
5.دوستان شما توجهی به کاهش یا افزایش وزن شما ندارند.
6.جنسیت شما در موقع استخدام مطرح نیست.
7.لازم نیست کیفی پر از وسایل بی استفاده را همه جا به دنبالتان بکشید.
8.ظرف مدت 10دقیقه میتوانید حمام کنید و برای رفتن به مهمانی آماده شوید.
9.همکارانتان نمی توانند اشک شما را در بیاورند.
10.اگر در 34 سالگی هنوز مجردید احدی به شما ایراد نمی گیرد.
11.رنگ اجزای صورت شما در هر صورت طبیعی است.
12.با یک دسته گل می توانید بسیاری از مشکلات احتمالی را حل کنید.
13.وقتی مهمان به خانه ی شما می آید لازم نیست اتاق را مرتب کنید.
14.بدون هدیه میتوانید به دیدن تمام دوستان و آشنایان بروید.
1۵.می توانید آرزوی هر پست و مقامی را داشته باشید.
16.حداقل 20 راه برای باز کردن در هر بطری نوشابه ی داخلی یا خارجی بلد هستید.
17.ضرورتی ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشید.
18.در تقسیم ارث سهم بیشتری می برید.
19.احتمال مدیر شدنتان زیاد است.
20.می توانید چند زن داشته باشید.(احتیاط! معلوم نیست خوشبخت شوید)

مقدمه
روزانه شاهد اتفاقات زيادي هستيم و اخبار متنوعي را مي شنويم . در نقطه اي زمزمه اي از يك ويراني مي آيد و در نقطه ديگر توفاني خانمان برانداز رخ مي دهد . در كشوري كودتاي نظامي مي شود و در كشور ديگري جنگ و كشتاري وحشيانه اتفاق مي افتد . پشت سر هم و بدون حتي لحظه اي توقف اين جريان ها به وقوع مي پيوندد . مردم اگر اين همه اخبار و اطلاعات را خود به خود از ياد نبرند خود تلاش مي كنند كه آنها را فراموش كنند . آيا هيچ از خود پرسيده ايد شايد برخي از اين اتفاقات نويد نزديك شدن لحظه ديدار و زمان ظهور مهدي (ع) باشند ؟
بسياري از مردم ما اصلاً نمي دانند كه نشانه ظهور يعني چه ؟ چون تا به حال چيزي در اين باره نشنيده اند و خود به دنبال جست و جوي چنين مطلبي نبوده اند . لذا با ديدن چنين جريان هايي از آنها بي تفاوت رد مي شوند كه گويي اتفاقي نيفتاده است . نتيجه مواجه شدن بعضي ديگر هم با اين وقايع چيزي جز ايجاد شك و شبهه در اذهان آنها نيست . آن هم به حدي كه قدرت تشخيص خود را به كل از دست داده و مبهوت و متحير مي شوند .
بقيه مقاله را در ادامه مطلب بخوانيد .
درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه مي نويسم، مدادي است که با آن مي نويسم. مي خواهم وقتي بزرگ شدي، مثل اين مداد بشوي.
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد ولي چيز خاصي در آن نديد:
اما اين هم مثل بقيه مداد هايي است که ديده ام.
پدر بزرگ گفت: بستگي دارد چطور به آن نگاه کني، در اين مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بياوري ، براي تمام عمرت با دنيا به آرامش مي رسي!
صفت اول: مي تواني کارهاي بزرگ کني، اما هرگز نبايد فراموش کني که دستي وجود دارد که هر حرکت تو را هدايت مي کند. اسم اين دست خداست، او هميشه بايد تو را در مسير اراده اش حرکت دهد.
صفت دوم: بايد گاهي از آنچه مي نويسي دست بکشي و از مداد تراش استفاده کني. اين باعث مي شود مداد کمي رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تيز تر مي شود (و اثري که از خود به جا مي گذارد ظريف تر و باريک تر) پس بدان که بايد رنج هايي را تحمل کني، چرا که اين رنج باعث مي شود انسان بهتري شوي.
صفت سوم: مداد هميشه اجازه مي دهد براي پاک کردن يک اشتباه، از پاک کن استفاده کنيم. بدان که تصحيح يک کار خطا، کار بدي نيست، در واقع براي اينکه خودت را در مسير درست نگهداري، مهم است.
صفت چهارم: چوب يا شکل خارجي مداد مهم نيست، زغالي اهميت دارد که داخل چوب است. پس هميشه مراقب باش درونت چه خبر است.
و سر انجام پنجمين صفت مداد: هميشه اثري از خود به جا مي گذارد. پس بدان هر کار در زندگي ات مي کني، ردي به جا مي گذارد و سعي کن نسبت به هر کار مي کني، هشيار باشي وبداني چه مي کني.
اكنون كه بهار از راه مي رسد و گذر ايام ما را به سوي سالي نو ، پر اميد و پر نشاط پيش مي برد ؛ شادمانه ترين درودها و تهنيت ها را تقديم شما دوستان مي دارم و برايتان سالي بي ملال و مشحون از بركت و طراوت آرزومندم .
